تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
رسيذه « 1 » سلام كرده و از اسب زير آمذه زمانى « 3 » منقبض بنشست و به هيچ‌كسى نپرداخت و زير لب دم بدم چيزكى « 2 » مىگفت ، امّا من فهم نمىكردم ؛ من بنده پيش رفتم و سر نهاده بطريق انبساط از آن انقباض استفسار كردم ؛ فرموذ كه زن كيغاتو پاشا خاتون كه محبوبهء من بوذ ازو خارج حركتى ديذه رنجيذم و بخشم تمام بيرون آمذم و رفتم و خدمت پاشا خاتون در ارزن الروم مىبوذ و از جملهء محبّان خاندان بوذه « 6 » حضرت چلبى را عظيم دوست مىداشت و قبلهء خاك او را قبلهء جان خوذ كرده بوذ و مدّتى مصاحب همديگر بوذه اجازت نمىداذ كه « 8 » به قونيه روذ و از حضرت سلطان ولد دعوت نامها مىرسيذ و امكان عودت نبوذ ؛ همانا كه حضرت چلبى سه شبانروزى افطار نفرموذ ، صباحى هريسه درخواست كرده چون بطعام دست نهاذ فرموذ كه دريغا نازنين پاشا خاتون مرد و دست از طعام بداشت و گريهء عظيم كرد « 12 » ؛ ما درين حيرت فرومانده بوذيم كه همان ساعت قاصدى از در درآمذ كه نايب خاتون مىرسذ از اسب « 14 » فروذ آمذه سر نهاذ و مكتوبى بدست چلبى داذ كه خدمت پاشا خاتون لابها نموذه عذرها مىخواهذ و حضرت چلبى را مىخوانذ ؛ از حدّ بيرون رقّتها كرده و تألّمى عظيم نموذه فرموذ كه « 17 » دريغا يار نازنين ، دريغا بانوى روى زمين ! و اين ابيات را گفت :

شعر ( رمل )

اى دريغا اى دريغا اى دريغ * كآنچنان ماهى نهان شذ زيرِ ميغ « 19 »
هامش
( 1 ) رسيذهZB: رسيذهK( 3 ) زمانىhZBK: -Z( 2 ) چيزكىZK: -B( 6 ) بوذهBK: بوذZ( 8 ) كهZK: -B( 12 ) كردZ: كردهK - B( 14 ) اسبZB: + فروK( 17 ) كهZK: . ( 19 ) اى دريغا . . . ميغ :NM، ج 1 ، ص 105 / 1723 ؛AM، ص 45 / 25 .