تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
شما را با ما و اصحاب چه كارست ؟ مقصود شما نزول باران است و حصول بار آنست « 2 » ؛ شما به كار خوذ رويذ ؛ ما « 3 » از حضرت خذاوندگار خوذ كه ميرآب بحر اخضرست براى تشنگان خاك اغبر طلب باران كنيم ؛ فى الحال فرموذ كه تمامت اصحاب و امرا سوار گشته بيرون شهر بر سر چشمهء رفتند و در باغ امير يگانه شجاع الدين الياس بگ امير قلعهء طواس كه از جملهء مريدان مخلص بوذ ، درآمذند و به عشرت عارفانه مشغول گشته از ناكاه برخاست و بر سر پشتهء سر مبارك خوذ را باز كرده برابر قبله به ركوع ايستاذ و بخضوع تمام و خشوع عظيم بمناجات مشغول شذ ؛ بعد از يك ساعت « 9 » رصدى نعرهء بزذ ، يا رب باران بر سر ياران باران « 10 » ؛ هم اندر ساعت ابرهاى عظيم از اقطار آسمان پيذا شذ و لمعان برق ظاهر گشته آواز رعد هوشها را مىربوذ و چنان بارندگى آغاز كرد كه در بيان آيذ ؟ و سيلابها روان گشته پشت‌هاى باغات « 13 » مالامال شذ و تمامت ياران از عظمت آن باران در گلستان غلطان شذه آفرينها مىكردند و ازين قوّت و قربت « 14 » متحيّر مىماندند

شعر ( رمل )

هر كه مُرد اندر تنِ او نفسِ گبر * مر و را فرمان برذ « 17 » خورشيذ « 18 » و ابر « 1 » سيل وجوها بر مرادِ او روند * اختران ز آن‌سان كه خواهذ آن شوند هر كجا خواهذ فرستذ تعزيت * هر كجا خواهذ ببخشذ تهنيت « 19 »
هامش
( 2 ) و حصول . . . آنستhZBK: -Z( 3 ) ماZK: -B( 9 ) ساعتZK: ساعتىB( 10 ) ياران بارانZK: بارانB( 13 ) باغاتBK: باغZ( 14 ) قوت و قربتZ: قربت و قدرتK: قوت و قدرتB( 17 )bبرذBK: رسذZ( 18 ) خورشبذZ: حرشيذBK( 1 ) هر كه . . . ابر :NM، ج 1 ، ص 185 / 3004 ؛AM، ص 79 / 27 . ( 19 ) [ سطر 18 - 19 ] سيلى . . . تهنيت :NM، ج 3 ، ص 108 / 1886 ، 1888 ؛AM، ص 242 / 28 - 29 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 870 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي