تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
رغبت نموذه رعيّت سلطان دين شوند و در تحت ظلّ ظليل ايشان حمايت و رعايت كلّى يابند و از صحبت اصحاب انكار اجتناب نمايند و صحبت اختيار كنند « 3 » و اين ابيات را گفت :

شعر ( رمل )

معجزه همچون گواه آمذ زَكى * بهرِ صدقِ مدّعى در بىشكى گرنه انكار آمذى از هر بذى * معجزه و برهان چرا نازل شذى « 6 » در دلِ هر امّتى كز حق مزه‌ست * روى و آوازِ « 8 » پيمبر معجزه است

ديگر ( رمل )

صذ دريغ و درد كين عاريتى * معجبان را دور كرد از امّتى « 9 »
« 8 / 32 » الحكاية « 10 » : همچنان از اكابر اصحاب منقولست كه نوبتى « 11 » ديگر حضرت چلبى عظّم اللّه قدره به شهر لاذيق تشريف فرموذه بوذ و چند روزى با كبار آن ديار ذوقها مىراندند ؛ از ناگاه قحطى واقع گشته اصلا باران نباريذ ؛ باتّفاق تمام به استسقا بيرون آمذه ممكن نشذ و نباتات بكلّى روى به خشكى نهاذه از تفّ آفتاب سوخته شذند ؛ مجموع اهالىء شهر تدبير كرده به حضرت چلبى غلوّ عامّ كردند كه البتّه ازين شهر سفر بايذ كردن كه « 16 » از بىادبى اصحاب شما تمامت صحرا سوخت « 17 » و گرانى شذ و حق تعالى خشم گرفته باران نمىفرستذ ؛ همانا كه حضرت چلبى حدّت « 18 » عظيم كرده فرموذ كه اى خران بىمايه
هامش
( 8 / 32 )Z247 بB228K331578 ،II , H؛ 330 ،II , T( 3 ) صحبت . . . كنندZB: -K( 8 ) و آوازK: آوازZK( 10 ) الحكايةZK: همچنانB( 11 ) نوبتىZK: نوبتB( 16 ) كهZ: -BK( 17 ) سوختZ: سوختهBK( 18 ) حدتZK: خدمتB( 6 ) [ سطر 6 - 7 ] معجزه . . . شذى :NM، ج 6 ، ص 524 / 4350 ، 4348 ؛AMص 656 / 8 ، 7 . ( 9 ) صذ . . . امتى :NM، ج 1 ، ص 201 / 3558 ؛AM، ص 86 / 7 .