تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩

شعر ( هزج )

مبارك باذ بر ما اين فريذون * كه گردذ پاذشاهِ دين فريذون چه ماهِ آسمان تابان و روشن * چو مصر پرسكّرِ شيرين فريذون به ميدان سعادت گوى بازذ * كنذ شبديزِ دولت زين فريذون برآيذ همچو مه از برجِ اقبال * همه مهر و صفا بىكين فريذون ببُرّذ گردنِ ضحّاكِ غم را * به تيغِ رفعت و تمكين فريذون به حمد اللّه كنون در قصرِ دولت * فزايذ رتبت و « 7 » آئين فريذون ز ماذرزاذ او روزِ سه‌شنبه * به تاريخِ سنه سبعين فريذون به ماهِ ذىالقعده در هشتمِ او * به دو ساعت پس از پيشين « 9 » فريذون چو از پشت و نژادِ خسروانست * بوذ محبوب چو شيرين فريذون ز ماذر وز پذر شاهِ اصيلست * ز خلد آمذ چو حور العين « 11 » فريذون چو گردذ هوشيار و سر فرازذ * برين شعرم كنذ تحسين « 12 » فريذون هزاران سال عمرش باذ افزون * تو هم از جان بگو آمين فريذون
« 8 / 6 » همچنان اعاظم اصحاب مثل چلبى شمس الدين و چلبى بدر الدين و چلبى جلال الدين و مولانا سراج الدين مثنوىخوان و غيرهم أعلى اللّه درجتهم چنان روايت كردند كه روزى حضرت مولانا در صحن مدرسهء مبارك خوذ « 18 » سير مىفرموذ « 17 » و معانى مىگفت و مجموع اصحاب بعضى ايستاذه و بعضى نشسته بوذند ؛ از ناگاه زنى گهوارهء را
هامش
( 8 / 6 )Z235 بB217 بK299546 ،II , H؛ 286 ،II , T( 7 )bوBK: -Z( 9 )bپيشينZB: ييشترK( 11 )bحور العينhZBK: حور و عينZ( 12 )bتحسينZKفريدونB( 17 ) مىفرموذZB: مىكردK( 18 ) خوذZB: -K
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 829 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي