تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
زيرا كه چون شخصى را از روى دوستى ياذ كنى دايم شاذمان باشى و آن شاذى عين بهشتست و اگر كسى را از روى دشمنى ياذ كنى دايم در غم باشى « 2 » و آن غم عين دوزخ است « 3 » ؛ همچنان چون دوستان را ياذ مىكنى بوستان درونت از خوشى مىشكفذ و از گل و ريحان پر مىشوذ و چون ذكر دشمنان مىكنى باغ درونت از خارزار و مار پر مىشوذ و منزعج خاطر و پژمرده مىگردى و تمامت انبيا و اوليا عليهم السلام همين كرده‌اند و اين سيرت را به صورت آورده ، تا « 7 » لاجرم كافّهء عالميان مغلوب خلق عظيم ايشان گشته مجذوب لطف ايشان « 8 » شذه‌اند « 9 » و ارادت آورده امّت و مريد گشتد « 7 / 18 » همچنان خواصّ ياران خصّهم اللّه بجزيل الغفران كه در مبادئ ظهور خذاوندگار مريد شذه بوذند و پيوسته علامات غريب و امارات غيبى را مشاهده مىكردند ، چنان روايت كردند كه « 12 » روزى حضرت مولانا در صفّهء مدرسهء مبارك « 13 » برنشسته بوذ و عامّه خواصّ اصحاب در آن حضور خاض حاضر آمذه و همچنان حضرت ولد به طرف يمين مولانا ايستاذه بوذ و براذرش مولانا علاء الدين بجانب يسار و هنوز هر دو آن در اوان عنفوان بوذند « 16 » ؛ از ناگاه دو شخصى سبزپوش از عالم غيب رسيذند و به حضرت « 17 » مولانا سلام كرده قيام فرموذ و توقّف ناكرده دست سلطان ولد را بگرفتند و روانه شذند ؛
هامش
( 7 / 18 )Z228 آB210 بK277529 ،II , H؛ 257 ،II , T( 2 ) [ سطر 2 - 3 ] و آن شاذى . . . در غم باشىZK: -B( 3 ) دوزخ استZK: + چونB( 7 ) تاZ: -BK( 8 ) لطف ايشانZB: -K( 9 ) شذه‌اندZB: شدندK( 12 ) كهBZ: -K( 13 ) مباركBK: مبارك راZ( 16 ) بوذندZK: بودB( 17 ) به حضرتZK: حضرتB
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 803 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي