تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
أن يأخذ ؛ ايشان خلق را نمىفريبند « 2 » تا عطا « 1 » بخشند نه براى آنك تا ازيشان چيزى برند ؛ همچنان « 3 » از ناگاه سماع برخاست و تا چاشت بلند مستغرق سماع بوذند ؛ همچنان سماع‌كنان پابرهنه تا مدرسهء مبارك خوذ « 4 » رفته سه شبانروزى در سماع بوذ ، بسا منكران متكبّر « 5 » كه بنده و مريد شذند « 6 / 21 » الحكاية : همچنان از اصحاب عظام چنان منقولست كه چون حضرت مولانا رحلت فرموذ و حضرت چلبى حسام الدين بر تخت نشست بزرگى از محرمان حرم معنى أعنى « 8 » كراكا رضى اللّه عنها به حضرت سلطان ولد اعتراض نموذ كه البتّه بر جاى « 9 » والد خوذ بنشين و خلافت كن كه سزاوار « 10 » آن تخت و لايق آن‌چنان بخت توئى ، چرا مقام خوذ را به چلبى حسام الدين گذاشته و فراغت مىنمائى ؟ فرموذ كه مىبينم كه جسم مبارك چلبى بر مثال زنبور خانهء نحل « 12 » آمذ و شد ارواح غيبى شذه است و مهبط انوار الهى گشته و دايما سبزپوشان قدس ؟ ؟ ؟ ؟ از آن حضرت كم نيستند ، مرا شرم مىآيذ كه بالاى او بنشينم و بر جاى او رغبت نمايم و قصد منصب او كرده او را از خلافت منع كنم ؛ ترسم كه آن خلافت آخرت بار آورذ ، چنانك تا غايت حضرت والدم او را برگزيذه بوذ و خليفهء خوذ ساخته و در مديح حال جان « 17 » او چندين هزار هزار ابيات اسرار فرموذه و از آنها يكى اينست كه مىفرمايذ
هامش
( 6 / 21 )Z219 آB202 بK251501 ،II , H؛ 222 ،II , T( 1 ) عطاBZ: -K( 2 ) نمىفريبندBK: مىفريبندZ( 3 ) همچنانZK: همانا كهB( 4 ) خوذZ: -BK( 5 ) متكبرBK: مستكبرZ( 8 ) اعنىZB: يعنىK( 9 ) بر جاىZB: بجاىK( 10 ) سزاوارZK: لايقB( 12 ) نحلZ: محلBK( 17 ) مديخ . . . جانZ: مدح جانBمدحK