امّا ببايذ دانستن كه قرآن بمثال عروسيست زيبا روى ، رعنا جبين ، آراسته بانواع حلّى و حلل ، مبرّا از خطا و خلل « 2 » ، مقدّس از شبهت و خطل و ليكن زير چاذر غيرت و نقاب غبرت مخفى مانده ، چنانك گفت :
شعر ( هزج )
عروسِ حضرتِ قرآن نقاب آنگه براندازذ * كه دار الملكِ ايمان را مجرّد بينذ از غوغا
و همچنين مثنوى ما نيز دلبريست معنوى كه در جمال و كمال خوذ همتاى ندارذ و همچنان باغيست مهيّا و رزقيست مهنّا كه جهت روشندلان صاحب نظر ، و عاشقان سوخته جگر ، ساخته شذه است ؛ خنك جانى را كه از مشاهدهء اين شاهد غيبى محظوظ شوذ و ملحوظ نظر عنايت رجال اللّه گردذ تا در جريدهء
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
( 38 / 30 ) منخرط شوذ « 13 » ؛ بعد از آن فرموذ كه ادراك غوامض اسرار پرانوار مثنوى را و ضبط تلفيقات و تقريبات و تقريرات و توفيقات احاديث را « 15 » و آيات و بسط امثال و حكايات و بيّنات رموز كنوز و دقايق حقايق او را اعتقادى بايذ عظيم و عشقى بايذ مقيم و صدقى بايذ مستقيم و قلبى بايذ سليم و همچنان « 17 » ذكاوت بهغايت و فنون علوم و درايت مىبايذ تا در ظاهر آن سيرى توانذ كردن و بسرّ سرىّ توانذ رسيذن و بىاين همه آلات اگر عاشق صادق باشذ عاقبت عشق او « 19 » رهبر او شوذ و بمنزلى برسذ ، و اللّه الموفّق و المرشد و هو المعين و المسدّد
هامش
( 2 ) خللZK: + وB( 13 ) [ سطر 11 - 13 ] و ملحوظ . . . شوذZK: -B( 15 ) احاديث راBK: احادثZ( 17 ) و همچنانZK: همانا كهB( 19 ) اوZK: او راB