تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
و جرأت مىنمايند و يقين است كه آن تعصّبها پيش نخواهذ رفتن و همشان پس‌ماندهء كار و پايمال روزگار خواهند « 2 » شذن و طريقهء ما پيش رو تمامت طرق خواهذ بوذن ، چنانك گفت

شعر ( رجز )

گر آخر آمذ عشقِ تو گردذ ز اوّلها فزون * بنوشت توقيعت خذا كالآخِرون السابقون
كما قال صلّى اللّه عليه و سلّم نحن الآخرون السّابقون و
السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
، بعد از آن فرموذ كه به خاطرم حكايتى « 9 » آمذ : مگر كه فقيه ابو الليث سمرقندى رحمة اللّه عليه از سمرقند مدّتى سفر كرده بوذ و قريب بيست سال به تحصيل علوم دينى مشغول گشته ، چند سال در بيت اللّه الحرام مجاور شذه بوذ و محبّان بسيار داشت و از نفس مبارك او شاگردان مقبل در اطراف جهان منتشر گشته ؛ عاقبت‌الامر « 13 » با جماعت مريدان و شاگردان مستدلّ آهنگ شهر سمرقند كرد تا زيارت مقابر آبا و اجداد خوذ كرده و دوستان و اقارب خوذ را دريابذ و از سر رحم صلهء رحم كرده مثاب و مأجور شوذ « 16 » ؛ همانا كه چون به كنارهء شهر سمرقند رسيذند فرموذ كه « 17 » ساعتى نزول كرده تجديد وضو كنند ، فقيه برخاست و به كنار جوى رفت تا وضو سازذ ، ديذ كه گروهى زنان به جامه‌شوئى مشغولند « 18 » از ناگاه پيرزنى فقيه را بديذ « 19 » و بشناخت ؛ فرياد كرد كه بوليثك ما بازآمذه است ، بدويذ و قوم را خبر كنيذ « 20 » ؛ فقيه به زوذى بسوى
هامش
( 2 ) خواهذZB: خواهندK( 9 ) حكايتىZK: + ياذB( 13 ) الامرBK: -Z( 16 ) و مأجور شودK: -BZ( 17 ) كهBK: -Z( 18 ) مشغولد ؟ ؟ ؟ ؟BK: مشغول كنندZ( 19 ) بديذB: ديذZK( 20 ) كنيذBK: كنندZ