تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
مىگويذ ؛ فرموذ كه حق آنست كه چلبى مىفرمايذ ؛ چه طايفهء فسّاق را كه هر دم مدح مىكنذ آنست كه اگرچه در صورت ظاهر فاسق و بىادبند امّا در باطن طاهر و مؤدّبند ؛ آن جماعت زاهدان را كه قدح مىكنذ از آنست كه باطن ايشان منافق و فاسق است و حق تعالى را پيوسته « 5 » نظر عنايت بر سرّ باطن بندگانست نه بر ظاهر ايشان كه ان الله لا ينظر الى لباس الصوف و لا الى حافظ الحروف و لكن ينظر الى قلب عطوف للصمد الرءوف ، و همچنان تأويل دوم آنست كه در آدمى به غير از أعمال ظاهر و تقواى ظاهر عملى و تقواى مخفى هست كه آن حسن جوهر اوست كه همه سيّئات او با آن حسنات شوذ و كفر « 10 » او ايمان گردذ و حق تعالى مىفرمايذ كه اى بندگان من و اى بينندگان من نظر شما كه « 11 » برين اعمال ظاهر است ، ما بذآن نمىنگريم ، ما در باطن و سرّ او مىنگريم

شعر ( رمل )

ما كه باطن بينِ جملهء كشوريم * دل ببينيم و به ظاهر « 14 » ننْگريم « 15 »
چه اگر در ظاهر مفسد و مقصّرست ، امّا به باطن بسبب آن صفت و آن جوهر پاك متّقى و مصلح است ، همانا كه
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ
( 9 / 28 ) عبارت از نجاست باطن است نى نجاسات ظاهر و هذه كفاية لمن له الدراية
هامش
( 5 ) پيوستهZK: + درB( 10 ) كفرZ: كفرانBK( 11 ) كهZ: -BK( 14 )bبه ظاهرZK: ظاهرB( 15 ) ما كه . . . ننكريم :NM، ج 4 ، ص 405 / 2175 ؛AM، ص 380 / 14 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 753 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي