رعايت شرائط تقوى و ديانت و حفظ وقار و صيانت ، گوى از كرّوبيان مىربوذ
شعر « 3 » ( رمل )
او نَفَس خواهذ ز باران پاكتر * وز فرشته در روش درّاكتر
و در حمايت دقايق اركان شريعت و متابعت طريقت حقيقت محمّدى جدّى عظيم مىنموذ و اوقات در حالت مستى مىگفت
شعر ( سريع )
گرنه شكستى دلِ دربانِ راز * قفلِ جهان را همه بگشاذمى
تا حدّى متّقى بوذ كه چون به زيارت تربهء شيخ آمذى جهت تجديد وضو آب « 10 » را از شهر با هم آوردندى و از آن آب وضو ساختى و از آن آب خوردى و پرهيز كردى از آن آبى كه بسيم وقف تربه خريذهاند تا از آنجا نخورذ و وضو نسازذ و گويند كه اوقاف « 12 » تربهء مبارك آن زمان بس « 13 » بسيار بوذ و همه معمور و موفور و جميع محصولات اوقاف را باصحاب كرام بكلّى مستغرق كرده بوذ تا هر يكى حصّهء خوذ را تصرّف مىنموذ و پيوسته دل و دست خوذ را از آنها نگاه مىداشت « 15 » و محترز مىشذ « 16 » و مىگفت :
شعر ( هزج )
ز آن دستِ مسيح آمذه « 18 » داروى جهانى * كو دست نگه داشت از « 19 » هر كاسهء سِكْبا
هامش
( 3 ) شعرZK: -B( 10 ) آبZK: -B( 12 ) كه اوقافhZBK: -Z( 13 ) بسZK: -B( 15 ) نكاه مىداشتB: نكهداشتZK( 16 ) و محترز مىشذZB: -K( 18 ) آمدهK: آمذZB( 19 ) زZB: ازK