تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
تا آنجا كه « 1 »
در نيابذ حالِ پخته هيچ خام * پس سخن كوتاه بايذ و السلام « 2 »
نبشته بوذ و در بحر رمل مسدّس محذوف و مقصور كرده چنانك

شعر « 4 » ( رمل )

فاعلاتن فاعلاتن فاعلات * جهل ظلماتست و علم آبِ حيات
بعد از آن حضرت مولانا فرموذ كه پيش از آنك از ضمير مبارك شما اين داعيه سر زنذ و طبيعت تقاضا كنذ از عالم غيب و الشهادة و
هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ
( 2 / 163 ) در دلم اين معانى را القا كرده بوذ كه اين نوع كتابى منظوم گفته آيذ و درر معانى غرّا در آنجا « 9 » سفته شوذ ؛ اكنون بيا در اوج هواى هماى همّت خوذ پرواز كرده پروازى بكن بسوى معراج حقايق در عين متابعت محمّدى آهنگى بنما تا مناسب آن آهنگ پيش آهنگ باطن فاطن ما در اهتزاز آيذ و بنظم كلمات معانى شروع نمايذ ؛ چنانك در مجلّد چهارم بيان اين اشارت را « 13 » عيان فرموذه‌اند

شعر ( رمل )

اى ضياء الحق « 20 » حسام الدين توئى * كه گذشت از مه به نورت مثنوى همّتِ عالى تو اى مُرتجا * مىكَشَذ اين را خذا دانذ كجا
هامش
( 1 ) تا آنجا كهZK: تا آن جايكاهB( 4 ) شعرBK: -Z( 9 ) در آنجاZB: -K( 13 ) اشارت راZK: اشارتB( 2 ) نيابذ . . . و السلام :NM، ج 1 ، ص 3 / 18 ؛AM، ص 1 / 12 . ( 20 ) - ص 742 / 3 اى ضياء الحق . . . متقين :NM، ج 4 ، ص 278 / 1 - 6 ؛AM، ص 323 / 1 - 3 .