تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
كه اثاث خانه را بفروشند ؛ بعد از چند روز گفتند كه غير از ما هيچ ديگر نماند ؛ فرموذ كه الحمد للّه رب العالمين كه متابعت ظاهر رسول اللّه ميسّرم شذ ؛ شما را نيز حسبة للّه و طلبا لمرضاته بعشق مولانا آزاذ كردم ؛ همگان در پى كار خوذ رويذ ؛ بعد از آن مقبل مقبول آن حضرت گشته هرچه از عالم غيب حاصل مىشذ حضرت شيخ « 6 » همه « 5 » به حضرت چلبى حسام الدين فرستاذ ؛ او را مقدّم اصحاب و سر لشكر جنود اللّه گردانيذه « 7 » حاكم ضبط امور اصحاب كرد ؛ همانا كه از نو صاحب املاك و ثروت و بقاع و ضياع شذ و تا نفس آخرين در اهتمام اصحاب كرام كوشيذ و محصولات اوقاف را بارباب استحقاق على التمام و الكمال مىرسانيذ و باتّفاق اصحاب چنان منقولست كه از آن مجموع شربتى آب نمىچشيذ و حبّهء تصرّف نمىنموذ تا از بركت آن مردمى و مردى و محبّت بر كمال عاقبة الحال ظاهرا و باطنا در متابعت شريعت نبوى و سلوك طريقت سوى « 13 » ، و ادراك حقيقت مصطفوى ، و رعايت عشق مولوى ، كامل و مكمّل گشته نه چندان از حضرت مولانا و شمس الدين تبريزى و شيخ صلاح الدين عنايتها يافت كه در دفاتر گنجذ « 6 / 3 » همچنان « 17 » راوى خبر ، صاحب السير و السّير « 18 » ، سيّد اصحاب النظر مولانا سراج الدين مثنوىخوان تربه چنان حكايت كرد كه سبب تأليف كتاب مثنوى معنوى كه كشّاف اسرار قرآنست آن بوذ كه روزى حضرت خليفة اللّه بين خليقته ، و السالك فى طريقة حقيقته ، حسام الحق
هامش
( 6 / 3 )Z210 آB194 آK225477 ،II , H؛ 188 ،II , T( 6 ) حضرت شيخZB: -K( 5 ) همهZ: -BK( 7 ) كردانيذهKZ: كردانيدK( 13 ) سوىZB: مثنوىK( 17 ) همچنانBK: -Z( 18 ) السير و السيرZK: السير و السرB