از عالم غيب الغيب خبرها داذى و از سراير ضماير ياران باز گفتى و از سرّ سرّ چيزهاى مغلق اعلام فرموذى كه صاحب آن سرّ در آن سيران حيران گشتى
« 5 / 15 » همچنان « 4 » منقولست كه روزى حضرت ولد از حضرت مولانا سؤال كرد كه پيش ازين خدمت « 5 » شيخ صلاح الدين ما پيوسته از انواع انوار غيبى كه مشاهده مىكرد خبرى مىداذ كه اينك درياى نور سپيذ ديام ، باز مىگفت : يك « 7 » درياى نور كبوذ مىبينم ، باز مىگفت كه نور سبز مىبينم « 8 » و نور زرد مىبينم ؛ نور دخانى مىبينم و اينك درياى نور سياه موّاج گشته است ؛ درين زمان هيچ نمىفرمايذ و نشانى نمىدهذ ، مگر كه محجوب شذ ؛ فرموذ كه حاشا ، بلك آن زمان مرّة بعد اخرى انوار معدود مىديذ و از هر يكى على حده خبرى « 11 » مىداذ ؛ درين حالت « 12 » چنان مستغرق درياى انوار ربّانى شذه است كه هيچ « 1 » نمىتوانذ در بيان آوردن و خبر « 13 » داذن و صورتى بستن
شعر « 14 » ( متقارب )
چه صورت كنيمت كه صورت نبندى * كه كفّ است صورت به بحرِ معانى
« 5 / 16 » الحكاية : همچنان اصحاب عظام و خلفاى كرام اسكنهم اللّه دارالسلام روايت چنان كردند كه چون خدمت سيدى تاج الدين ابن
هامش
( 5 / 15 - 5 / 16 )Z202 ب - 203 آB187 بK457 - 458 203 - 202 ،II , H؛ 159 ،II , T( 4 ) همچنانK: -ZB( 5 ) خدمتZB: حضرتK( 7 ) يكK: -ZB( 8 ) نور سنز مىبينمZK: -B( 11 ) خبرىBK: -Z( 12 ) حالتZ: حالBK( 1 ) هيچBK: -Z( 13 ) خبرZK: خبرىB( 14 ) شعرZK: بيتB