تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
و در خلوات شب و روز از رياضت و مناجات و شب‌خيزيها « 1 » نمىآسايند تا بذآن مشاهده شايند ، خوذ بذيشان التفات نمىكنى و كارشان را نمىسازى و نيم‌ساعتى بذيشان نمىپردازى و در چنين محلّى مرا مخلّى نمىنهى و بانوار پاك خوذ مرا محلّى مىگردانى ، همچنان نعرهء زذى و ساعتى بىخوذ ماندى . تا برداشته به مقامش بردندى « 5 / 13 » همچنان حضرت ولد نقل فرموذ كه در دمشق پذرم را محبوب يارى بوذ از اولياى كامل خذا ، شيخ حميد الدين نام و پذرم او را « 8 » عظيم دوست مىداشت ؛ چون حضرت پذرم از دمشق مبارك بسوى روم عزيمت فرموذ ، گفتم : شيخ حميد الدين را با هم بستانيم ؛ فرموذ كه شيخ صلاح الدين ما به قونيه است ، نشايذ « 10 » او را آنجا بريم كه دو ولى خذا همچون دو شيرند ؛ در يك موضع نگنجند ؛ پرسيذم كه شما چون مىتوانيذ ساختن ؟ فرموذ كه پذر مشفق با همه فرزندان خوذ مىتوانذ ساختن ، امّا فرزندان با همديگر نسازند ؛ چنانك يعقوب عليه السلام با فرزندان خوذ مىساخت ، امّا براذران يوسف او را نمىخواستند « 15 » و رشكها مىبردند ؛ در قرآن مجيد نظر كن تا از سرّ حال واقف شوى « 5 / 14 » همچنان « 17 » منقولست كه روزى از حضرت مولانا سؤال كردند كه « 18 » عارف كيست « 19 » ؟ گفت : آنك از سرّ تو سخن گويذ و تو خاموش باشى و آن حضرت شيخ صلاح الدين است عظّم اللّه ذكره ؛ همچنان پيوسته
هامش
( 5 / 13 - 5 / 14 )Z202 بB187 بK456 - 457 202 - 201 ،H؛ 159 - 158 ،II , T( 1 ) شب‌خيزيهاZ: شبخيرهاBK( 8 ) او راBK: -Z( 10 ) نشايذZK: + كهB( 15 ) نمىخواستندZB: نخواستندK( 17 ) همچنانBK: -Z( 18 ) كهZK:B( 19 ) كيستZK: -B
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 714 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي