تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
اعلام كردند ، تمامت دستار و فرجيها و غيره كه پوشيذه بوذند مبشّرانه بذآن درويش مبشّر بداذ و در قونيه منادى كردند كه حضرت مولانا شمس الدين تبريزى مىرسذ تا خاص و عام از علما و فقرا و امرا و ارباب فتوّت و غيرهم باستقبال بيرون آيند ؛ چندانى مردم از زن و مرد بيرون آمذند كه در شمار آيذ ؟ چون به حضرت مولانا ملاقات افتاذ نعره‌زنان از سر اسب بيخوذ گشته فروذ افتاذند و همديگر را در كنار گرفته تا چه وقت بىهوش ماندند و به همديگر سجدات قدسيانه مىكردند و لشكر سلطان علمهاى سلطانى برداشته نقّارها مىكوفتند و گويندگان غزلهاى غريب مىگفتند و ياران سماع و چرخ‌زنان مىرفتند و شاذيها مىكردند

شعر ( رمل )

عالم از تو زنده گشت و پُرفروز * اى عجب « 11 » آن روز روز « 9 » امروز روز « 10 »
« 4 / 106 » همچنان ميان « 12 » اكابر قونيه حضرت مولانا شمس الدين خدمات و الطاف حضرت ولد را در بندگى مولانا تقرير مىكرد « 13 » و بشاشت مىنموذ و مىفرموذ كه من بهاء الدين را چنين گفتم و او چنان گفت و « 15 » جوابم داذ ؛ اكنون مرا از موهبت حق تعالى دو حالتست : يكى سر ، دوم سرّ ؛ سر را در راه مولانا باخلاص تمام فدا كردم و سرّ خوذ را ببهاء الدين بخشيذم تا حضرت مولانا شاهد حال باشذ ؛ چه اگر مولانا بهاء الدين را عمر نوح بوذى و همه را در عبادت و رياضت صرف « 19 » كردى آنش ميسّر نگشتى كه درين سفر از من بوى رسيذ ؛ اميذ است كه از حضرت شما نيز نصيبها يابذ و بكمال پيرى رسذ و شيخ بزرگ شوذ ان‌شاءالله تعالى
هامش
( 4 / 106 )Z197 بB183 آK186444 ،II , H؛ 138 ،II , T( 11 )bعجبZB: عجيبK( 9 ) روز روزZK: روزB( 12 ) ميانhZBK: -Z( 13 ) مىكردZB: مىكردندK( 15 ) كفت وhZBK: -BZ( 19 ) صرفBZ: خرج ؟ ؟ ؟ ؟K( 10 ) عالم . . . امروز روز :NM، ج 4 ، ص 466 / 3177 ؛AM؛ ص 408 / 29 .