نبوذ ؛ يكى گفت : عين متابعت خوذ آن بوذ ؛ گفتم : نى ، متابعت نمىكرد ؛ وقتها شيخ محمّد ركوع و سجود كردى و گفتى : بندهء اهل شرعم ، امّا متابعت نداشت ؛ مرا ازو فايدهء بسيار بوذ ؛ امّا نه چنانك از شما از آن شما هرگز بذآن نمانذ ؛ شتّان بين الدر و الحصى
« 4 / 78 » همچنان در سخن شيخ محمّد بسيار آمذى كه فلان خطا كرد و فلان خطا كرد و آنگاه او را ديذمى خطا كردى ، وقتها به او « 6 » بنموذمى سر فروانداختى ، همچنين گفتى : فرزند تازيانهء قوى مىزنى يعنى قوى مىرانى ، كوهى بوذ كوهى « 8 » ، مرا درين هيچ غرض نيست ؛ آخر بنگر كه آن چلّه و آن ذكر هيچ متابعت محمّد هست ؟ آرى موسى را عليه السلام اشارت بوذ
أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
( 7 / 142 ) ، متابعت محمّد كجا كه موسى تمنّاى آن « 11 » نيارذ بردن ؛ بلك گويذ : مرا از فتراكيان او گردان كه « 12 » اللّهمّ اجعلنى من امّة محمّد ؛ كليم اللّه مىگويذ
أَرِنِي
« 13 » ( 7 / 143 ) ؛ چون دانست كه آن از آن محمّديانست ؟
از ارنى همين مىخواست كه اجعلنى من امّة محمّد ؛ گفتند :
اكنون چند روز به خدمت خضر رو و خضر هم مىگويذ : اللهمّ اجعلنى من امّة محمّد ، نورى ديگرست كه موسى و خضر را به تاراج دهذ « 4 / 79 » الحكاية : همچنان از كبار اصحاب منقولست كه روزى حضرت مولانا شمس الدين كلمات مىفرموذ كه روزى شيخ حريرى را
هامش
( 4 / 78 - 4 / 79 )Z191 بB177 بK428 - 429 170 - 169 ،II , H؛ 7 - 116 ،II , T( 6 ) به اوZK: با اوB( 8 ) بوذ كوهىZK: بوذ كوهB( 11 ) آنBK: -Z( 12 ) كهZK: -B( 13 ) ارنىBK: ارزانىZ