تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
مىپندارند ، مگر فضل الهى در آيذ با جذبهء از جذبات ، يا مردى كه او را بغل بگيرذ از عالم روح بعالم ربّانى كشذ كه در متابعت درآى كه اينجا لطيفهء ديگرست ، چه فروآمذهء ؟ آنجا منصور را هنوز روح تمام جمال ننموذه بوذ ، و اگر نى انا الحق چكونه گويذ ؟ حق كجا و انا كجا ! ابن انا چيست ؟ اين حرف چيست و در عالم روح نيز اگر غرق بوذى ، حرف كى گنجيذى ؟ الف كى گنجيذى و نون كى گنجيذى ؟ همچنان فرموذ كه اين مشايخ را مىپرسم كه لى مع للّه وقت ؛ اين « 8 » وقت مستمرّ باشذ ، اين مشايخ احمق گويند كه نى « 9 » مستمرّ نباشذ ؛ گفتم : آخر يكى درويشى را از امّت محمّد عليه السلام يكى دعا مىكرد و مىگفت كه خذا ترا همه « 10 » جمعيّت دهاذ ؛ گفت : هىهى ! اين دعا را مكن ، مرا دعا كن « 11 » كه يا رب جمعيّت ازو برگير ، خذايا تفرقه‌اش ده كه من عاجز شذم و غفج « 12 » شذم در جمعيّت ، يكى گفت : در سقايه نام حق نبايذ گفتن ، قرآن نبايذ خواندن مگر آهسته ؛ گفتم : آن دگر را چه كنم كه او را از خوذ جذا « 14 » نمىتوانم كردن « 15 » ؛ شاه « 13 » ازين اسب فرونمىآيذ ، اسب چه كنذ ؟ و هو معكم أينما كنتم اين نيز « 16 » مستمرّ نباشذ ؛ آنك اصل را ندانذ در فرع شروع كنذ البتّه باز گونه و غلط گويذ « 4 / 76 » همچنان حكايتى فرموذ كه شخصى صفت ماهى مىكرد و بزرگى او ؛ كسى او را گفت : خاموش ! تو چه دانى كه ماهى چه باشذ ؟
هامش
( 4 / 76 )Z191 آB177 آK168427 ،II , H؛ 114 ،II , T( 8 ) اينBK: -Z( 9 ) نىBK: -Z( 10 ) همهZK: هيچB( 11 ) مرا دعا كنZK: -B( 12 ) غفجBK: + پژمردهZ( 13 ) [ سطر 13 - 14 ] در سقايه . . . شاهhZBK: -Z( 14 ) جذاhZK: + كردهB( 15 ) كردنhZK: -B( 16 ) نيزBK: -Z
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 675 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي