تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
سر زانو نهاذه مرحمت مىفرموذ و بوسها مىداذ ؛ زهى شفقت شاهانه و دلدارىء پذرانه و بنده‌نوازىء محبّانه و مريدپرورى و كمال متابعت محمّدى ! چنانك فرموذ شعر ( مجتث )
بيابيا كه تو از نادراتِ ايّامى * براذرى پذرى ماذرى دلارامى به نامِ خوبِ تو مرده ز گور برخيزذ * گزاف نيست براذر چنين نكونامى « 6 »
( 3 / 554 ) مرويست كه روزى خدمت معين الدين پروانه به زيارت آمذه بوذ ؛ التماس نموذ و اجازت خواست كه بالاى تربهء سلطان العلماء قدّس اللّه روحه قبّهء نادر و طاقى « 9 » غريب بنا كنذ ؛ مولانا فرموذ كه چون بهتر از قبّهء افلاك نخواهذ بوذن ، پس برين طاق مينا اختصار كن و فارغ باش ؛ سر نهاذ و خدمات « 11 » نموذ ( 3 / 555 )

الحكاية

: همچنان از اصحاب « 12 » عظام منقولست كه خدمت خواجه شمس الدين عطّار رحمه اللّه « 13 » از جملهء مريدان قربت يافته بوذ ، و از ارباب قباب وهّاب شذه ، و اوقات بتجرّع صهبا ميل كردى و در حالت مستى مغيّبات و كرامات گفتى ؛ مگر روزى همچنان مست طافح برخاست و به حضرت مولانا آمذ و ازو شمع و شاهد و نقل و غيره التماس نموذ و بجدّ گرفت ؛ فرموذ كه او را در حجرهء كرده شمعى پيش او نهاذند ؛ و خاتونش را « 18 » شاهد وقت او گردانيذه انواع نقلها مهيّا
هامش
( 3 / 554 - 555 )Z161 آB150 بK35118 , II , H ; 726 , I , T
( 6 )BنامىBK: + الحكايةZ- - ( 9 ) طاقىZB: طاقK- - ( 11 ) خدماتBK: خدمتZ- - ( 12 ) اصحابBZ: -K- - ( 13 ) رحمه اللّهZK: رحمة اللّه عليهB- - ( 18 ) خاتونش راZK: خاتون مذكور راB