تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
به عصمت نگاه مىدارند ، تا بر معشوق حرم برند ؛ چه اگر او را در راه به خوبان بيرونى مشغول كنند و او بهر « 2 » شاهدى بنگرد ، « 1 » خاتون خانگىء مستور از خواجه محتجب شوذ ؛ همچنان حق تعالى بهر كه درى گشاذ و تجلّى كرد و غيبى بذو نموذ ، بذآن حال مبتلا شذ و آنجا فروماند ، چنانك ما أعظم شأنى و غيره و بعضى را چندانك كوشند و جوشند و خروشند هيچ ننمايذ تا بعنايت « 6 » رؤيت خاص مخصوص شوذ « 7 » و از مقرّبان قربت گردذ ، مجد الدين سرنهاذه شورهاى عظيم كرد و ياران را سماعى ترتيب كرده بىحدّ شكرانها درباخت ( 3 / 539 )

الحكاية

: همچنان از محقّقان اصحاب منقولست كه در دير افلاطون حكيم راهبى بوذ ذو فنون عظيم و سال‌خورده ؛ « 10 » چندانك اصحاب آن جايگاه برسم تفرّج رفتندى بانواع خدمات كردى و اعتقاد نموذى و حضرت چلبى عارف را به‌غايت دوست مىداشت ؛ روزى اصحاب كرام از سبب اعتقاد او پرسيذند كه تو مولانا را چون ديذى و چگونه دانستى ؟ گفت : « 14 » شما او « 15 » را چه دانيذ كه او كه بوذ ؟ « 16 » من ازو كرامات بىحدّ و معجزات بسيار ديذه‌ام و بندهء مخلص گشته ؛ و سير انبياى ماضى را در انجيل و صحف ايشان خوانده بوذم ؛ همه را در ذات مبارك او مشاهده كرده‌ام و به حقّيت او ايمان آورده ؛ همچنان روزى اين جايگاه تشريف داذه بوذ و قرب چهل روز در خلوتى خلوت كرده ؛ چون
هامش
( 3 / 539 )Z156 بB146 آK33976 , II , H ; 906 , I , T
( 2 ) بهرKB: برZ- - ( 1 ) بنكردZB: نكردK- - ( 6 ) بعنايتBK: به‌غايتZ- - ( 7 ) شودBK: شذZ- - ( 10 ) سال‌خوردهBK: سال‌خوردZ- - ( 14 ) كفتBK: -Z- - ( 15 ) اوK: -ZB- - ( 16 ) بوذBK: + كفتZ