بيرون آمذ دامن مباركش را گرفتم ، گفتم : حق تعالى در قرآن مجيد فرموذه است كه
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
( 19 / 71 ) چون باتّفاق همه را ورود بر آتش خواهذ بوذن ، پس دين اسلام را بر دين ما چه ترجيح است ؟ و اين چون خواهذ بوذن ؟ همانا كه هيچ نفرموذ ؛ « 4 » بعد از لحظهء اشارت كرده بسوى شهر روانه شذ و من در عقب او بزرگ آهسته آهسته مىرفتم ؛ از ناگاه در كنار شهر بر فرنى درآمذ و فرن خباز را برافروخته بوذند و همانا كه « 7 » پيلون سياه مرا بگرفت و در ميان فرجى خوذ كرده در فرن انداخت و ساعتى در گوشهء مراقب بنشست ؛ ديذم دوذى عظيم برآمذ و كسى را مجال مقال نبوذ ؛ بعد از آن فرموذ كه نظر كن ديذم كه خبّاز « 10 » فرجى مبارك را بيرون آورده « 9 » به حضرت خذاوندگار پوشانيذ ؛ « 11 » بهغايت منقّا و پاكيزه ، و پيلون من از كى بازسوخته و ناچيز گشته بوذ ؛ فرموذ كه ما چنان درآئيم و شما چنين درآئيذ ؛ فى الحال سر نهاذم مريد شذم
( 3 / 540 )
الحكاية
: « 14 » منقولست كه كالويان نقّاش و عين الدوله هر دو نقّاشان رومى بوذند و در آن صنعت و تصوير بىنظير ، و مريد حضرت مولانا شذه بوذند ؛ مگر كالويان روزى حكايت كرد كه در استنبول در لوحى صورت مريم و عيسى را نگاشتهاند كه همچون « 17 » عيسى و مريم بىمثل « 18 » است ؛ و از اطراف عالم نقّاشان جهان آمذه ، مثل آن تصوير
هامش
( 3 / 540 )Z157 بB146 بK34196 , II , H ; 016 , I , T
( 4 ) نفرموذZB: نفرمودهK- -
( 7 ) همانا كهBK: هماناZ- -
( 10 ) كه خباز . . .
مبارك راB: كه خباز فرجى مباركKفرجى مبارك كه خبازZ- -
( 9 ) آوردهBK: آوردZ- -
( 11 ) پوشانيذZK: پوشانيذهB- -
( 14 ) الحكايةZ: همچنانK - B- -
( 17 ) همچونZK: همچنانB- -
( 18 ) مثلBK: مثالZ