و گوسفند « 1 » را يكى يا دو بيش « 2 » نيست و سالى دوازده ماه گوسفند را مىكشند و قربان مىكنند و در ايشان حق تعالى به حكم الغنم غنيمة بركتى و غنيمتى و راحتى و فوائد بسيار نهاذه است و كتيلهء سگ اگرچه بسيارست و هيچ ايشان را نمىكشند كمترند و بركتى ندارند ؛ عجبا سرّ آنچه باشذ ؟ حضرت مولانا جواب فرموذ « 5 » كه گوسفند سحرخيزست و سگ بيچاره سحر خسب بذآن سبب بركت او بيش است و سگ را هيچ نيست ؛ سر نهاذ و خدمات نموذ
( 3 / 501 ) همچنان « 8 » مگر درويشى از قلّت منال و ضعف حال و رزق قليل شكايتى مىكرد ؛ فرموذ كه اگر حق تعالى رزق پنجاهساله را بهيكبار بر تو فروريزذ چه خواهى كردن و به كجا توانى گنجانيدن ؟
حكيم كريم است روز بروز ادرار ارزاق را از انبار قدرت و غيب بىجهت به حكمت به تو مىرسانذ تا طاغى و باغى نشوى كه و لو بسط اللّه الرّزق لعباده لبغوا فى الارض ( 42 / 26 ) چنانك پيشينيان از غنا طاغى شذند و بىادبانه دعوى لمن الملك ( 40 / 16 ) كردند و
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
( 79 / 24 ) گفتند تا ملك را گذاشته هدف هلك شذند ؛ زنهار تا نگوئى كه نمىدهذ و ارزاق گذشته « 16 » را هم به ياذ آر و در شكر نعم حقّ و كرم او تقصيرى مكن
شعر ( رمل )
منگر اندر غابر و كم باش زار * لوت و پوتِ خورده را هم ياذ آر
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 501 )Z146 بB137 بK31424 , II , H ; 965 , I , T
( 1 ) كوسفندBK: كوسفندان راZ- -
( 2 ) بيشBZ: بيشترK- -
( 5 ) فرموذZK: داذB- -
( 8 ) همچنانZK: -B- -
( 16 ) كذشتهZK: كذاشتهB