در وجود آدمى سه هزار مار هست و هر هزار مار به يكلقمهء أكل زنده مىشوذ و اگر از سه لقمه يك لقمه كم كنى هزار مار در نفس تو مرده مىشوذ و اگر « 2 » دو لقمه كم كنى دو هزار مار مرده مىشوذ ؛ فىالجمله اگر يك لقمه زياده كنى هزار مار نفس زنده مىشوذ و اگر كم كنى مرده مىشوذ ، انشاءالله خذاى تعالى ما را و جملهء ياران ما را توفيق دهذ بكم خوردن و كم گفتن و كم خفتن ، آمين ! آمين ! يا ربّ العالمين ! و اين كلمات بذين ترتيب فرموذهء ايشانست و اللّه أعلم
( 3 / 492 ) همچنان يار گرامى حسام الدين دبّاغ رحمه اللّه روايت كرد كه روزى حضرت « 9 » مولانا بر در دبّاغستان ايستاذه بوذ ؛ بر لب جوى آبى كه از اندرون شهر بيرون مىآمذ و در آنجا ريخته مىشذ ، تفرّج مىكرد ، ديذ كه بهغايت آلوذه و پليذ شذه بوذ ؛ همانا كه نگريست و بعد از نظر عظيم فرموذ كه اى آب مسكين رو شكرها كن كه در اندرونشان نرفتى ؛ آنگاه مىديذى « 13 » حال خوذ را ؛ اميذست كه ملك قدّوس هم از قدس خويش ترا طهارت داذه مقدّست « 14 » گردانذ ؛ چنانك در تفسير اسم قدّوس فرموذه است
شعر ( رمل )
آب « 17 » چون « 18 » پيگار كرد و شذ نَجِس * تا چنان شذ كاب را رد كرد حِس
حق ببردش باز در بحرِ صواب * تا بشستش از كرم آن آبِ آب
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 492 )Z144 آB136 آK30855 , II , H ; 26 - 165 , I , T
( 2 ) و اكر . . . مىشوذhZBK: - - -
( 9 ) حضرتBK: -Z- -
( 13 ) مىديذىZB: + كهK- -
( 14 ) مقدّستZB: مقدّسK- -
( 18 )aچوZK: -B( 17 ) آب . . . ص 508 / 7 رب العالمين :NM، و ج 5 ، ص 14 - 15 / 200 - 208 ؛AM، ص 433 / 24 - 28