مىكشند ؟ مع هذا كه كشتنى سگ است ؛ امّا هماره گوسفندان را مىكشند و زحمت كشتن را ايشان مىكشند « 2 » و چون حق را عنايت با مؤمنان بيشترست لاجرم زحمت ايشان نيز بسيارست و هم رحمت ايشان را بىشمار ؛ و اين بيت را گفت « 4 »
شعر ( هزج )
در مطبخِ عشق جز نكو را نكشند * لاغر صفتان « 6 » و زشتخو را نكشند
گر عاشقِ صادقى ز كشتن مگريز * مردار بوذ هر آنك او را نكشند
ياران را تسلّى گشته بىحدّ شكرها كردند و بجور روزگار زوركار رضا داذند
( 3 / 490 ) همچنان از علماى اصحاب منقولست كه روزى حضرت مولانا نقل فرموذ « 10 » كه مگر شيطان رجيم بر در مسجد اهل قبا ايستاذه بوذ ؛ توقّع قبول زيارت رسول داشت و حضرت مصطفى عليه السلام تمكين نمىداذ و از دخول او ( را ) منع مىكرد ؛ همانا كه از حضرت جليل جبرئيل امين بيامذ كه مجالش ده تا شيطان ما زيارت ترا دريابذ ؛ چون درآمذ بندگى كرده فرونشست و گفت : اى رسول خذا ! مرا مىدانى كه چون بوذم و چگونه بوذم و در چه كار بوذم ؟ گفت : بگو ؛ گفتا : چندين هزار سال با تذلّل و رقّت و بيچارگى استاذ املاك افلاك و معلّم مكلّم املاك بوذم و منبر مرا چنانك در شب معراج مشاهده فرموذى بر ساق عرش مجيد نهاذهاند هزار ملايكه بتذكير من حاضر مىشذند تا هزار سال ديگر به آن فوج اوّلين نوبت اجلاس
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 490 )Z144 آB135 آK30653 , II , H ; 855 , I , T
( 2 ) ايشان مىكشندZB: به ايشان مىكنندK- -
( 4 ) كفتZK: مىكفتB- -
( 6 )bوBK:
-Z- -
( 10 ) فرموذZK: فرموذهB