تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
مجلس نمىرسيذ ؛ « 1 » به اندك لغزشى مردود ابد گشتم و طوق لعنت
وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
( 38 / 78 ) در گردن من بسته مبغوض عالميانم گردانيذ و از صحبت فرشتگانم محروم كرد و آدم متروك خاكى را بسرورى پيش كشيذ و به خلافت برگزيذ و به خلافت تمام مرا مرجوم كرد ؛ اكنون يا محمد ! نگاه دار و هراسان باش تا به محمّدى خوذ مغرور نشوى « 6 » و به حبيبى سرور نكردى كه مكر و استدراج او را نهايت نيست و هماره بر حذر باش و جوف خوذ را از خوف او خالى مكن و بسيارى بگريست و همان بوذ كه حضرت رسول عليه السلام تا نفس آخرين به محاربهء نفس مشغول گشته در جهاد اصغر و جهاد اكبر پهلوانى نموذه « 10 » لمحهء نياسوذ و لحظهء نغنوذ و هميشه بريان دل و گريان چشم بوذ و كان من خوفه فى جوفه أزيز كأزيز المرجل و دايما مىفرموذ كه أنا اعلمكم باللّه و أخشاكم للّه و هرگز از نان جوين سير نخورد و به فراغت نخفت ؛ تا ديگران را چه رسذ ؟ و متابعت راستين آنست كه « 13 » چنان كنند و چنان شوند ؛ هى نعره‌زنان بسماع شروع فرموذه « 14 » بىنهايت زاريها و شورها كرد و تا هفت روز تمام از سر پا ننشست ( 3 / 491 ) همچنان خدمت مفخر الاصحاب چلبى « 16 » شمس الدين ولد مدرّس رحمه اللّه روايت كرد كه روزى حضرت مولانا قدّس اللّه سرّه در مقام خلوت اصحاب صحبت را « 18 » معرفت مىگفت ؛ فرموذ كه . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 491 )Z144 آ - ب 135 بK 73 , II , H ; 06 - 955 , I , T
( 1 ) نمىرسيذZB: نمىرسدK- - ( 6 ) نشوىZB: نباشىK- - ( 10 ) نموذهZ: نمودBK- - ( 13 ) كهB: -ZK- - ( 14 ) فرموذهZB: فرموذK- - ( 16 ) چلبىBK: -Z- - ( 18 ) اصحاب صحبت راBK: اصحاب را صحبتZ