ما نيز همان آواز مىشنويم چه معنى كه چنان گرم نمىشويم كه حضرت مولانا مىشوذ ؛ فرموذ كه حاشا و كلّا ، بلك آنچ ما مىشنويم « 2 » آواز باز شذن آن « 3 » درست « 4 » و آنچ او مىشنوذ آواز فراز شذن آن درست
( 3 / 459 ) همچنان ولد فرموذ كه روزى جهوذى از احبار ايشان به حضرت مولانا مقابل افتاذ ؛ گفت : دين ما بهترست يا دين شما ؟
فرموذ كه دين شما ، فى الحال مسلمان شذ
( 3 / 460 ) همچنان منقولست كه روزى از ياران كرام يكى از كروم اخوان به حضرت مولانا انجيرى « 8 » آورده بوذ ؛ انجيرى برگرفته فرموذ كه زهى انجير خوش ! امّا اين انجير استخوان دارذ و زير نهاذ ؛ آن درويش حيران ماند كه « 10 » انجير را استخوان چون باشذ ؟ آهسته برخاست و آن انجيرها را برگرفت و روانه شذ ؛ بعد از ساعتى بيامذ و سپذى ديگر هم از آن انجير بياورد و در پيش مولانا نهاذ ؛ دانهء گرفته افطار فرموذ كه اين انجير هيچ استخوان ندارذ ؛ شيخ محمّد خادم را اشارت فرموذ تا به حاضران مجلس بخش كرد ؛ اصحاب درين مشكل متحيّر مانده بوذند ؛ چون آن درويش بيرون آمذ و روان شذ در پى او بيرون آمذه « 15 » از كيفيّت حصول انجير بازپرسيذند ؛ گفت : و اللّه « 16 » مرا دوستى بوذ باغبان ، او را در باغ نيافتم ؛
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 459 - 460 )Z138 آB129 بK2839 , II , H ; 425 , I , T
( 2 ) مىشنومB: شنويمZK- -
( 3 ) آنK: -ZB- -
( 4 ) درستZBK: + شعر ( رمل )چنك حكمت چون كه خوشآواز شد * تا چه در از روض جنت باز شد
بانك در بشنو چو دورى ار درش * اى خنك آن را كه واشد منظرشhK- -
( 8 ) انجيرىZK: + تازهB- -
( 10 ) كهZK: -B- -
( 15 ) آمذهZK: آوردهB- -
( 16 ) و اللّهZK: -B