تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
فى الحال حضرت مولانا در عين سماع دستها از زير دامن بيرون كرده مشتى سيم نو بر دفّ ايشان بريخت ؛ اصحاب نعره‌ها برافراشتند ؛ همانا كه چون از سماع بيرون آمذند مجموع سيم نهصذ عدد « 3 » بوذ مضروب معدنى ؛ همچنان خدمت ملك المدرّسين ذو فنون زمان مولانا صدر الملة و الدين المرندى « 5 » المنجّم رحمه اللّه همين حكايت را از عثمان گوينده شنيذه « 6 » روايت كرد كه من نيز هم ازو شنيذه‌ام و عين اليقين ديذه « 7 » و بحقّ اليقين رسيذه ( 3 / 463 ) همچنان منقولست كه روزى خدمت مولانا بهاء الدين بحرى حكايت كرد كه اواخر پايز و اوايل ايّام زمستان بوذ كه روزى حضرت مولانا بدولاب من تشريف داذ « 9 » و در آن ايّام آبها را يخ‌بندى سر آغاز كرده بوذ ؛ همانا كه جامها را بيرون كرده بجانب حوض روانه شذ و عظيم دير كشيذ بىقرار در پى او بيرون آمذم ؛ ديذم كه در حوض درآمذه « 12 » است و در زير ناودان نشسته و آب بر سر مباركش مىريزذ و تا حلق غرق آب سرد گشته ؛ همچنين سه شبانروزى « 13 » در آن جايگاه قرار گرفته كسى را زهرهء چون و چرا نبوذ و من بندهء بيچاره از سر بىخويشى و دل‌ريشى فرياذ كردم و جامها چاك زذم و زينهار خواستم كه آب سرد درين فصل زيانمندست و وجود مبارك شما در غايت لطافت و نازكى ؛ مىترسم كه سردى اثر كنذ ؛ جواب فرموذ « 17 » كه سردان را نه مردان را ؛ همان ساعت بيرون آمذه بسماع شروع فرموذ تا نه شبانروزى . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 463 )Z138 بB130 آK28621 , II , H 725 , I , T
( 3 ) عددZB: و نودK- - ( 5 ) المرندىZK: المردنىB- - ( 6 ) شنيذهZK: شنودهB- - ( 7 ) ديذهZK: ديذه‌امB- - ( 9 ) داذZB: فرموذK- - ( 12 ) درآمذهZK: درآمدB- - ( 13 ) شبانروزىZK: شبانروزB- - ( 17 ) فرمود كهBK: فرموذZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 487 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي