هنر خوذ را « 1 » بنمايم و بروم ؛ بر مثال كمرى ميان « 3 » رسول را حلقهء شذ و مىخواست كه بىرحمانه زخمى زنذ ؛ همانا كه انگشت مبارك « 2 » كهين را بر مار عرضه كرد تا بر آنجا زخمى زنذ و چون مار سر بيرون آورد تا زخمى زنذ ابو هريره رضى اللّه عنه كه دوّاج لكلّ امّة حكيم و حكيم امّتى ابو هريرة در برداشت و تاج عنايت بر فرق سرنهاذه بوذ سر انبان مبارك را باز كرده گربهء سياه برجست و آن مار را زير پنجهء خوذ پاره پاره كرده سوى رسول خراميذ ؛ همان لحظه فرموذ كه حبّ الهرّة من الايمان تعشّقوا و لو « 8 » بالهرّة و دست مبارك بر پشت او براند ؛ تا از بركت مالش آن دست چندان كه او را از بامهاى بلند فروذ اندازند البتّه بايذ كه بر سر پا ايستذ و پشت او به زمين نرسذ و آن روز ابو هريره را دعاهاى عظيم كرد و گويند بيست سى سر گربه در خانهء خوذ مىپرورد و هرك را گربهء بايست بوذى شكرانهء گربه داذى و بچّهء بستذى
( 3 / 453 ) همچنان « 13 » منقولست كه چون حضرت رسول عليه السلام انگشت كهين را بزحم بىرحم مار پيش كشيذ انگشت بيچاره به حضرت عزّت ناليذ « 16 » كه خذاوندا ! احمد من مسكين را ضعيفترين اعضا ديذ « 17 » و فروگذاشت ؛ اى دستگير ضعيفان ! فرياذم رس ؛ در حال جبريل امين انگشترى با نگين به حضرت رسول تشريف آورد و انگشت ضعيف را « 18 » قوى حال « 19 »
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 453 ) بZ136 آ 128 آK2794 , II , H ; 815 , I , T
( 1 ) خوذ راBK: خودZ- -
( 3 ) ميانZK: بر ميانB- -
( 2 ) مباركBK-Z- -
( 8 ) و لوBK: -Z- -
( 13 ) همچنانBK: -Z- -
( 16 ) ناليذZB: مىناليدB- -
( 17 ) ديذZK: -B- -
( 18 ) ضعيف راBK: ضعيفZ- -
( 19 ) قوى حالZK: -B