تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
( 3 / 450 )

الحكاية

: « 1 » همچنان حفظهء اسرار و خزنهء اخبار چنان روايت كردند كه روزى حضرت مولانا در مدرسهء خوذ نشسته بوذ « 2 » و كرام اصحاب و ارباب الباب در بندگيش حاضر بوذند ، از ناگاه « 3 » صوفى عجب از در درآمذ و سجده‌كنان پاىهاى خذاوندگار را در كنار گرفته « 4 » محاسن سپيذ خوذ را مىماليذ و زاريها مىكرد ؛ حضرت مولانا آن درويش را به نظر عنايت التفات فرموذه و به‌غايت معزّز داشته از سفرهاش بازپرسيذ و او دم‌به‌دم تضرّع و اعتقاد مىنموذ ؛ فرموذ كه بيا راست بگو كه شيخت ترا چگونه ارشاد كرد و ترا چها فرموذ ؟ گفت : در بغداذ قريب دوازده سال ملازم خذمت شيخ بوذم و دو سال تمام « 9 » خدمت « 8 » سقايهء صوفيانم فرموذ تا به رغبت كلّى سقايه را پاك مىكردم و ابريقها را پر كرده بر در حجرات مىنهاذم ؛ همچنان دو سال ديگر فرّاش خانقاه بوذم ، باز دو سال ديگر بر خرقهء « 12 » فقرا بخيه مىزذم و دو سال ديگر جهت ذلّ نفس زنبيل مىگردانيذم ؛ آنگاه شيخ به خلوتم نشاند تا چند نوبت چهله « 14 » برآوردم و زحمت بسيار كشيذم ؛ حضرت مولانا فرموذ كه به اشارت و ارشاد او اين همه « 15 » تو كردى ، او غرخواهر براى تو چه كرد ؟ ليجكم ليجكم « 17 » يعنى به رومى « 16 » نازنين كس كه مبنى بر اعتقاد
هامش
( 3 / 450 )Z135 آB127 آK277l , II , H ; 415 , I , T
( 1 ) الحكايةBK: -Z- - ( 2 ) بوذZK: -B- - ( 3 ) از ناكاهB: ناكاهZK- - ( 4 ) كرفتهZ: + وBK- - ( 9 ) تمامZK: تمامتB- - ( 8 ) خدمتZK: -B- - ( 12 ) خرقهءZK: + برB- - ( 14 ) چهلهZK: چلهB- - ( 15 ) همهZK: همه راB- - ( 16 ) به رومىZB: -K( 17 ) ليجكم : اين كلمه شايد كه از زبان روسى گرفته شده است و اصلشokhetilباشذ ( ر . ك . بهaylaD arimdalV , avokssurokilev avovij ravols yvokloT akizay , avksoM - grubserteP - . S، 1905 ج 2 ، ص 667