به حضرت مولانا مقابل افتاذند ؛ همانا كه حاجى مبارك ميزر يمنى را بسان چاذر زنان بر سر فگنده بر سر راه فرونشست ؛ مريدان تشنيع زذند كه اين چه حركت زنانه است كه مىكنى ؟ شيخ كفت : با وجود اينچنين « 4 » مرد مردانه كه مىآيذ همه را جامه و چاذر زنان بايذ پوشيذن و در پس در به چرخهگردانى نشستن و كم از زن بوذن ؛ همانا كه چون حضرت مولانا نزديكتر رسيذ با جمعهم سرنهاذه لابها مىكردند ؛ فرموذ كه حاشا حاشا شما درويشانيذ ؛ حاجى مبارك پيش آمذه پاىهاى مبارك مولانا را در كنار گرفته بوسها مىداذ و مىگريست فرموذ كه غم مخور ، چرا چنين مىكنى و مىلرزى ؟ بعد ازين غم را وجود نيست ، خوش باش و فارغ مىزى ؛ گفت : مگر بعد اليوم كه خذاوندگار عنايت كرد و شفقت نموذ ؛ « 11 » همچنان چون فرزندش حاجى محمد بوجود آمذ مهمانىء عظيم كرده اكابر قونيه را دعوت نموذه بطلب مولانا بيامذ ؛ فرموذ كه بر سر بيائيم ، بر رو بيائيم ، بر قفا بيائيم ، بر پهلو بيائيم ، غلطان غلطان بيائيم خدمت كنيم و او نعرهها مىزذ و سجدهها مىكرد
( 3 / 441 ) همچنان « 15 » مگر جماعت ياران را به رسالت « 16 » به قيصريه فرستاذه بوذند ؛ چون معاودت نموذند بعضى اصحاب صفت خوانهاى پروانه كردند و از آن الوان نعمتها و لوتها « 17 » بازمىگفتند ؛ حضرت مولانا تفس كرده فرموذ كه ياران را شرم باذ كه در مدح سقايه مبالغه مىكنند و مفتخر مىشوند كه چنان خورديم و چنان برديم
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 441 )Z133 بB125 بK272073 , I , H ; 705 , I , T
( 4 ) اينچنينhZBK: -Z- -
( 11 ) نموذZ: فرموذBK- -
( 15 ) همچنانBK:
-Z- -
( 16 ) به رسالتZK: بر رسالتB- -
( 17 ) و لوتهاZK: لذتهاB