تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
بيچاره در حال « 1 » نعره مىزنذ و بيخوذ مىشوذ ؛ چون به خويش مىآيذ كسى را آنجا نمىبينذ ؛ معلومش مىشوذ كه حريف خوابش او بوذه است ؛ سرنهاذه آشفته حال روانه مىشوذ ؛ بعد از چند روزى عوانى را كشته او را بقتل و سياست مىفرمايند ؛ حضرت مولانا فرجى مبارك خوذ را برو انداخته از دست جلّادان خلاصش مىدهذ ؛ در حال مسلمان گشته بعنايت آن حضرت به جائى مىرسذ كه قضاة و مدرّسان شهر ، مثل سراج الدين و فصيح الدين پيش معرفت او الكن « 7 » مىشذند و بر تقرير حقايق او اقرار مىداذند ( 3 / 436 ) همچنان از خدمت ياران محرم منقولست كه روزى حضرت مولانا معانى مىفرموذ و در « 10 » شرح توكّل و قناعت مبالغه مىكرد و ياران را قوّت و « 11 » قدرت آن حالت مىبخشيذ و ترغيب مىداذ و در ضمن آن تقرير فرموذ كه چون حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم از يارى مىرنجيذ دعا مىكرد كه اللّهمّ اكثر ماله و ولده تا او بذانها مشغول شوذ و از صحبت او محروم گردذ ؛ نعوذ باللّه من ذلك و چون از يارى خوش مىشذ عنايت عميم خوذ را همراه جان او مىفرموذ كه اللّهمّ اقلل ماله و ولده تا او مجرّدتر شوذ « 16 » و سبك‌تر بوذى و مستعدّ آن معنى گشتى ( 3 / 437 ) همچنان منقولست كه در ميان دو يار محبوب خصومتى و كدورتى واقع شذه بوذ و به هيچ نوع بمصالحه رضا نمىداذند ؛ روزى . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 436 - 437 )Z132 آB124 آK269663 , I , H ; 3 205 , I , T
( 1 ) در حالK: فى الحالZB- - ( 7 ) الكنZK: الكى ( ؟ )B- - ( 10 ) درZK: -B- - ( 11 ) قوت وZK: -B- - ( 16 ) شودhZK: -ZB