تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
راستين از مرد خذا چها دهذ و چها ميسّر كنذ و چه مقصودها از بركت وى روى نمايذ شعر ( سريع )
بلك كشذ از بتِ سنگين غذا * با همه كفرش به عبادت شمر
( 3 / 433 ) همچنان منقولست كه روزى در حضور « 5 » مولانا شكايت كردند كه جماعتى در مسجد سخن دنيا مىكنند ؛ فرموذ كه هركه در شش مقام بكلام دنيا مشغول شوذ سىساله طاعت مبرور و مقبول او مردود گردذ و باطل شوذ ؛ يكى در مسجد ، دوم در مجلس علم ، سوم « 8 » در جنازه ، چهارم در گورستان ، پنجم در وقت اذان ، ششم در قرائت قرآن ؛ و بتفاصيل هر يكى را شرحهاست ( 3 / 434 )

الحكاية

: « 11 » همچنان حضرت ولية اللّه فى الارض فاطمه خاتون بنت شيخ صلاح الدين رضى اللّه عنهما « 12 » روايت كرد كه در زمان پذرم شبى حضرت مولانا را محبّان صادق او بچهل جا بسماع دعوت كردند ، همه را اجابت فرموذه بيايم گفت ؛ همانا كه برخاست و به خلوت درآمذه با پذرم تا سحرگاه به نماز و عبادت اللّه مشغول شذند ؛ چون روز شذ از خانهء هر چهل كس كه خوانده بوذند يك يك پا كفش مبارك مولانا را آوردند كه آن جايگاه بگذاشته رفته بوذ ؛ همچنان يكى كفش پاى راست بوذ و يكى از آن چب و هر شخصى « 18 » حالت و حيرت آن شب را حكايت
هامش
( 3 / 433 - 434 )Z131 بB123 بK267463 , I , H ; 005 , I , T
( 5 ) در حضورBK: بحضورZ- - ( 8 ) سومZK: سيومB- - ( 11 ) الحكايةBK: منقولستZ- - ( 12 ) عنهماBK: عنهاZ- - ( 18 ) شخصىZB: + حكايت وK