( 3 / 432 ) همچنان از اجلّاى اخلّا رضوان اللّه عليهم اجمعين منقولست كه در شهر قونيه اميره نامى « 2 » خواجهء بوذ معتبر و معتقد و از جملهء محبّان « 3 » و عاشقان مخلص « 4 » بوذ ؛ مگر او را قصد زيارت كعبهء معظّم شذه ، از حضرت مولانا اجازت و عنايت درخواسته روانه شذ و او حكايت مىكرد « 5 » كه در هر منزلى و مقامى و شهرى كه رسيذم حضرت « 6 » مولانا را مصوّر مىديذم و حيرت مىنموذم و چون بدمشق رسيذم ديذم كه بالاى بام مسجد جامع سير مىفرمايذ و بسوى من اشارتى مىكنذ و من از هيبت آن حالت « 8 » بيخوذ گشته تا قرب نماز ديگر خفته بوذم ؛ چون به خوذ آمذم هيچ كسى را نديذم ، همچنان حيران و آشفته حال بجانب كعبهء معظّم روانه شذم ؛ عليها « 10 » چون بطواف كعبه مشرّف گشتم حضرت مولانا را ديذم كه طواف مىكرد و بر بالاى كوه عرفات ديذم كه مناجات مىكرد و چون به مباركى به شهر قونيه رسيذم بىتوقّف بگرد راه بشرف دستبوس مولانا رفتم ؛ ديذم كه جماعتى ياران نشسته بوذند ؛ فرموذ كه آرى حاجى اميره بدانك مردان خذا در درياى قدرت بر مثال ماهى دايما سيّارند ؛ بهر كجا كه خواهند « 15 » سر بيرون كنند و روى بنمايند و ايشان را محبّان هر كجا كه طلبند يابند ؛ سر نهاذم و قدم مباركش را « 16 » بوسيذم و كيفيّت حال را باصحاب حال « 17 » بازگفتم ؛ باز حضرت مولانا فرموذ كه هر مريدى كه او را اعتقاد پاك و صدق عظيم باشذ بىهيچ گمانى كه در دو جهان بمراد
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 432 )Z130 بB122 بK265263 , I , H ; 794 , I , T
( 2 ) نامىZK: نامB- -
( 3 ) محبانZB: + و مخلصانK- -
( 4 ) مخلصZB: حضرت + مولاناK- -
( 5 ) مىكردBK: كردZ- -
( 6 ) حضرتBK: -Z- -
( 8 ) حالتBK: حالZ- -
( 10 ) عليهاBK: -Z- -
( 15 ) خواهندZ: خواهدBK- -
( 16 ) مباركش راBK: مباركشZ- -
( 17 ) حالBK: -Z