تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
از آن قبض اطلاق يافته مجلس چند كار كرد ، « 1 » نتيجهء ذوق آن عسل را نگران شذند ؛ همانا كه داماذ و عروس سرنهاذه سرورى دريشان سارى شذ ( 3 / 414 ) همچنان « 4 » مگر در عروسى يارى حاضر شذه بوذ ؛ يكى بانگى برزذ كه شكّر باذام نيست بياورند ؛ مولانا فرموذ كه شكر هست ، امّا بادام است ( 3 / 415 ) همچنان چوبان « 7 » دلّاك روزى حضرت مولانا را سر مىتراشيذ و در حلق موى مبالغه مىكرد ، فرموذ كه چون بازخواهذ رستن اين قدر كافيست ( 3 / 416 ) همچنان از عفّات مخدّرات منقولست كه روزى در ضمير منير كرا خاتون رضى اللّه عنها گذشته باشذ « 11 » كه حضرت مولانا زمانهاست كه در تقليل طعام و منام ، و كثرت سماع و صيام ، و تقرير معارف و كلام ، قيام مىنمايذ و مبالغهء عظيم مىفرمايذ و رياضت قوى مىكنذ از آن سبب اصلا بجانب ما التفات نمىكنذ و گرد شاهدبازى « 14 » نمىگردذ ؛ عجبا از صفت بشرى و شهوت زناشوهرى درو اثرى مانده باشذ يا بكلّى اشتها ساقط شذه فارغ گشته است ؟ همان شب تشريف « 16 » صحبت ارزانى فرموذه چون شير غرّان مست هفتاذ نوبت دخول كرد « 17 » تا به حدّى كه از . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 414 - 416 )Z128 آB120 آK258453 , I , H ; 68 - 584 , I , T
( 1 ) كردZK: كردهB- - ( 4 ) همچنانBK: -Z- - ( 7 ) چوبانZK: چوپانB- - ( 11 ) باشدBK: -Z- - ( 14 ) شاهدZK: شاهB- - ( 16 ) تشريفhZBK: -Z- - ( 17 ) كردBK: كردهZ