فرموذهاند دزدى مىكنى ؛ رحمانت سلطان كرد ، به سخن شيطان كار مىكنى ؛ همانا كه سلطان گريان بيرون آمذ بر در مدرسه « 2 » سر برهنه كرده توبهها كرد و گفت : خذاوندا اگرچه حضرت مولانا به من سخنان سخت فرموذ از بهر تو فرموذ ؛ من بندهء بيچاره نيز اين تواضع و تضرّع از بهر پاذشاهى تو مىكنم ، به حرمت اين دو صدق بىريا كه « 5 » بر من رحمت كنى و اين بيت را گفت
شعر ( هزج )
بر آبِ دو ديذهء « 8 » نمم رحمت كن * بر سينهء پرسوز و غمم رحمت كن
اى رحمتِ تو بيشتر از هر بيشى * بر من كه زهر كمى كمم رحمت كن
همانا كه حضرت مولانا خرامان بيرون آمذ « 9 » و او را نوازش عظيم فرموذه گفت : برو كه حق تعالى به تو رحمت كرد و ترا آمرزيذ
( 3 / 409 ) همچنان هم او نقل كرد كه روزى در بندگى خذاوندگار حكايت كردند كه اتابك ارسلان طغمش مدرسهء عظيم ساخته « 13 » در وقفيّهء خوذ قيدها كرده است كه البتّه در آن مدرسه مدرّس حنفى مذهب باشذ و صوفى باشذ و دايما فقهيات خوانند و شافعيان را در آنجا تمكين ندهند ؛ حضرت مولانا فرموذ كه به روايت ابن مسعود رضى اللّه عنه « 17 » خيرى مقيّد در راه حق نامحمودست ؛ چه هر خيرى كه جهت مرضات حق مىكنند مىبايذ كه بىقيد و شرط باشذ كه تا خالصا لوجه اللّه
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 409 )Z126 بB118 ب ،K255943 , I , H ; 184 , I , T
( 2 ) آمذ بر در مدرسهZK: -B- -
( 5 ) كهZB: -K- -
( 8 )aديذهءZK: + پرBhK- -
( 9 ) آمذZKB: آمدهhZ- -
( 13 ) ساختهZK: + وB- -
( 17 ) رضى اللّه عنهhZK: -ZB