( 3 / 403 ) همچنان ياران مقرّب و اخوان مؤدّب رحمهم اللّه چنان روايت كردند كه اوقات محبّان و معتقدان آن حضرت سيمها و دينارها مىآوردند و پنهانى در زير نمذش مىريختند ؛ حضرت مولانا « 3 » جهت رعايت خاطر دوستان قبول مىكرد و هيچ نمىگفت ؛ در نيمشبى كه به نماز بر مىخاست آن مجموع را برگرفته در چاهها ريختى ؛ اصحاب اخيار بطريق افتقار سؤال كردند كه چرا بياران انعام نمىكنذ و به چاه مىريزذ ؛ فرموذ كه علامت كمال محبّت و دوستى آنست كه محبوبترين و بهترين چيزها را به دوستان و ياران دهند ، نه آنك چيزهاى ناخوش و زهرناك را بياران ايثار كنند ؛ همانا كه جميع اسباب « 9 » و عروض دنيا زهر قاتل و متاع قليل بىحاصل است ؛ دريغم مىآيذ كه به محبّان خوذ دهم و چيزى كه مرا زيان مىكنذ و زحمت مىدهذ اولى آنست كه بشما نيز ندهم و شما را ازو دريغ دارم و اين حديث را فرموذ كه ضع يدك على صدرك فما احببت أن تصنع لنفسك فاصنع لاخيك
مصراع « 14 » ( هزج )
مپسند به كس آنچ به خوذ نپسندى
( 3 / 404 ) همچنان مگر روزى « 16 » حرم خذاوندگار از علّت قلّت حكايت مىكرد ؛ فرموذ كه دنيا را از شما دريغ نمىدارم ؛ بلك شما را از دنيا دريغ مىدارم
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 403 - 404 )Z125 آB118 آK253743 , I , H ; 774 , I , T
( 3 ) حضرت مولاناhZBK: -Z- -
( 9 ) و جميع اسبابZK: -B- -
( 14 ) مصراعZ: شعرK-B- -
( 16 ) روزىhZBK: -Z