شيخ فرموذه باشذ كه حضرت مولانا از ادرارىء هر دو عالم فراغت دارذ ؛ به درويشان مقلّ مستحق بايذ داذن ؛ همان روز پروانه هم به زيارت مولانا آمذه ؛ فرموذ كه معين الدين شيخ را اخراجات بسيارست و معيشت پاذشاهانه مىكنذ ؛ ياران ما را هيچ نمىبايذ و آن دينار بوجه مطبخ او اولاترست ؛ پروانه سر نهاذ و بسيار گريست و ياران را بندگيها نموذ
( 3 / 399 ) همچنان « 6 » شيخ محمود نجّار روايت كرد كه روزى ياران تشنيع زذند كه شيخ صدر الدين را چندين ادرارات است و اوقاف و حضرت مولانا را « 8 » نيمدينارست فحسب ؛ فرموذ كه شيخ را اخراجات بيشتر ست و حمايت مسافران بر ذمّت او ؛ و ما را هيچ نيست ، آن را نيز بذيشان بايذ داذن
( 3 / 400 ) همچنان از كمّل اصحاب منقولست كه روزى در بندگى مولانا حكايت شيخ اوحد الدين كرمانى رحمة اللّه عليه « 12 » مىكردند كه مردى شاهد باز بوذ ، امّا پاكباز بوذ « 13 » و چيزى نمىكرد ؛ فرموذ كاشكى كردى و گذشتى
شعر ( رمل )
اى براذر بىنهايت درگهيست * بر هر آنچ مىرسى باللّه مهايست
چنانك درويشى به خدمت ابا يزيد رحمة اللّه عليه « 17 » آمذ تا مريد شوذ ؛ شيخ فرموذ كه ازين گناهان مشهور كه در افواه اناث و ذكور مذكورست هيچ
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 399 - 400 )Z125 آB117 بK252545 , I , H ; 474 , I , T
( 6 ) همچنانZK: -B- -
( 8 ) مولانا راZK: مولاناB- -
( 12 ) رحمة . . . عليهZK:
رحمه اللّهB- -
( 13 ) اما پاكباز بودBK: -Z- -
( 17 ) رحمة اللّه عليهZامذBK