تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
( 3 / 391 )

الحكاية

« 1 » درويشى در حضرت مولانا حكايت كرده است كه فلانى شراب‌خوار عظيمست ، امّا هيچ مست نمىشوذ ؛ فرموذ كه مگر بر جيب مىريزذ ؛ چه خاصيّت شراب آنست كه مست كنذ و وقتى ( كه ) مستى نكنذ سركه بوذه باشذ ؛ مثال مقلّدان شريعت و طريقت نيز همچنانست كه كلام اللّه را مىخوانند و مىخايند و هيچ نمىخورند و سخنان اوليا را تقرير مىكنند و هيچ گونه مستى و شوقى ندارند و از آنجا ذوقى نمىيابند ، از آنك مىخوانند و مىخايند و هيچ نمىخورند ؛ همانا كه از خذا خوانى خذا دانى بهترست و مقصود از ليعبدون ليعرفون است ، فهو المطلوب ( 3 / 392 ) همچنان روزى در باب عشق معانى مىگفت ؛ فرموذ كه العشق يزيد بالسماع و ينقص بالجماع ؛ چه هركه به جماع مشغول شوذ چنانست كه پروبال خوذ را بمقراض مىبرّد و طنابهاى حياتش را مىسگلذ و پايهء نردبان آسمان را مىشكنذ ( 3 / 393 ) همچنان روزى فرموذ كه مردم را بالا بردن قوى « 14 » مشكلست امّا بسوى زير زوذ مىافتذ ( 4 / 394 ) همچنان « 16 » روزى در معنى اين بيت معرفت مىفرموذ كه شعر ( رمل )
چون چنين خواهى خذا خواهذ چنين * مىدهذ حق آرزوى مُتَّقين
« 18 »
هامش
( 3 / 391 - 394 )Z124 آB116 بK249243 , I , H ; 074 , I , T
( 1 ) الحكايةZK: همچنانB- - ( 14 ) قوىBK: -Z- - ( 16 ) همچنانBK: -Z( 18 ) چون . . . متقين :NM، ج 4 ، ص 278 / 6 ؛AM323 / 3
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 436 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي