كرد كه بسم نلت ما نلت بذين مرتبت و منزلت بچه سبب رسيذى ؟
فرموذ كه به بركت زندگانى لطيف و روش عظيم فرزندم جلال الدين محمد رسيذم كه تمامت ارواح انبياء و روحانيان سماوات و نورانيان عرش عظيم مشتاق جمال او گشتهاند و همه اولياى كمّل سلوك او را تحسينها مىكنند و روح من از روح آن حالت مباهات مىكنذ و مفتخر مىشوذ و چنين مىبالذ ؛ چه اگر عرش عظيم و « 6 » كريم مانع نشذى بلندى قدّ من از حدّ خلا گذشتى و به جائى رسيذى كه جايها از آن هيبت بىجا شوندى
شعر ( رمل )
اين قَدَر « 9 » خوذ درسِ شاگردانِ ماست * كرّ و فرِّ ملحمهءمان تا كجاست
تا كجا آنجا كه جا را راه نيست * جز سنا برقِ مهِ اللّه نيست
از همه اوهام و تصويرات دور * نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور
( 1 / 43 ) صورت « 10 » نامهء كه به خدمت ملك يغان « 11 » تكن رحمه اللّه جدّ خوارزمشاه حضرت بهاء ولد فرستاذه بوذ ، جهت شفاعت قاضىء رومى « 12 » كه « 13 » حبسش كرده بوذند :
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 43 )Z14 آB14 آK35 -H ; 24 , I , T
( 6 ) عظيم وZK: -B- -
( 11 ) يغانZK: غانB- -
( 12 ) رومىZK: رومB- -
( 13 ) كهB : - ZK( 9 ) اين قدر . . . نور :NMج 6 ، ص 395 / 2144 - 2146 ؛AM، ص 603 / 20 - 21
( 10 ) - ص 43 / 6 صورت نامهء كه . . . التقوى : معارف بهاء ولد ، ص 418 ؛ مكتوبات مولانا جلال الدين ، ص 150