تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
( 3 / 328 ) همچنان « 1 » مگر روزى در بندگى مولانا رباب مىزذنذ و مولانا ذوقها مىكرد ؛ از ناگاه عزيزى درآمذ كه نماز ديگر مىگويند ؛ لحظهء تن زذ ، فرموذ كه نى نى آن نماز ديگر ، اين نماز ديگر ؛ هر دو داعيان حقّند يكى ظاهر را به خدمت مىخواهذ و اين ديگر « 4 » باطن را به محبّت و معرفت حق دعوت مىنمايذ ( 3 / 329 ) همچنان « 6 » از اصحاب يكى تاهّل كردى ؛ فرموذ « 7 » كه ان‌شاءالله يار دينى باشذ ؛ همچنان روزى درويشى از مساوى گفتن يكى شكايت كرد و از انكار اين كار بازگفت ؛ فرموذ كه جهان‌گير توان شذ امّا دهان‌گير نى ( 3 / 330 ) همچنان « 10 » روزى حضرت مولانا « 11 » بحمّام درآمذه بوذ و به چشم ترحّم بجسم مبارك خوذ نظر مىكرد كه قوى ضعيف و نحيف گشته است ؛ فرموذ كه در جميع عمر خوذ از كسى شرمسار نگشته‌ام ، امّا امروز از جسم لاغر خوذ به‌غايت خجل شذم كه « 13 » به زبان حال چها گفت و چها نهفت و چگونه نالها كرد كه روزى مرا در آسايش ندارى ؛ كم از روزى يا شبى كه قدرى قوّت مىگرفتم تا يار ستمى باركشى كردن ، امّا چكنم كه آسايش من در رنج اوست ؛ چنانك گفت : شعر « 17 » ( هزج )
اگر يكدم بياسايم روانِ من نياسايذ * من آن لحظه بياسايم كه يك لحظه نياسايم
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 328 - 330 )Z112 ب 112 آB116 ب901 , I , H ; 624 , I , T
( 1 ) همچنانK: و كويندZ- - ( 4 ) ديكرKB: + كهZ- - ( 6 ) همچنانBK: و چونZ- - ( 7 ) فرمودB: فرموذىZK- - ( 10 ) همچنانZB: -K- - ( 11 ) حضرت مولاناZK: -B( 13 ) كهZK: -B- - ( 17 ) شعرK: -Z
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 395 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي