تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
امروزينه را حضرت « 1 » مولانا متعهّد شوذ ؛ « 11 » همانا كه « 21 » در بيان هر حديثى چندان احاديث غريب استشهاد آورده « 2 » و بسط معانى عجيب كرد « 22 » و سبب ورود احاديث فرموذ « 3 » و تحقيق كرد كه حاضران مجلس متحيّر ماندند ؛ مگر « 4 » در ضمير شيخ گذشته باشذ كه عجبا معنى « 5 » اين حديث آن‌چنانست كه مولانا فرموذ يا چيزى ديگر ؟ چه ما اين معانى را از هيچ بزرگى سماع نكرده‌ايم و اين طرز را نشنوذه‌ايم ؛ « 6 » همان شب حضرت مصطفى را صلّى اللّه عليه و سلّم بخواب مىبينذ كه در صدر « 7 » خانقاه نشسته است ؛ شيخ پيش مىروذ و دست‌بوس رسول كرده مىفرمايذ كه معنى آن « 8 » حديث و مقصود من آن‌چنانست كه مولانا فرموذ و بر آن مزيد نيست ؛ شيخ صدر الدين « 10 » از غايت شاذى بيذار مىشوذ و پيش از آنك خواب را به درويشان واگويذ مىبينذ كه حضرت مولانا از در خانقاه درآمذ و بر صدر صفّه بنشست و فرموذ كه
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً *
( 33 / 44 ؛ 48 / 8 ) لحقيقة سرّنا و مبشّرا لك فى الرؤيا يعنى كه گواهى آن‌چنان شاهد عدل در حق بندگان مقبول بايذ كه در محلّ قبول افتذ ان شاء اللّه تعالى ؛ هى « 15 » برخاست ؛ شيخ را اعتماد و اعتقاد و اتحاد « 16 » يكى در هزار شذ ( 3 / 325 ) همچنان روزى حضرت مولانا بحمّام درآمذه « 17 » بوذ ؛ همان لحظه باز بيرون آمذه جامها پوشيذ « 18 » ؛ ياران سؤال كردند كه خذاوندگار چه . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 325 )Z112 بB106 بK219803 , I , H ; 524 , I , T
( 1 ) حضرتKB: -Z- - ( 11 ) شوذZB: باشذK- - ( 21 ) كهZB: -K- - ( 2 ) آوردهB: + وZK- - ( 22 ) كردZB: كردهK- - ( 3 ) فرموذZB: فرمودهK- - ( 4 ) مكرKB: + كهZ- - ( 5 ) معنىZKاينB- - ( 6 ) نشنوذه‌ايمZB: نشنيده‌ايمK- - ( 7 ) صدرZK: -B- - ( 8 ) آنZK: اينB- - ( 10 ) صدر الدينB: -ZK- - ( 15 ) هىZB: هماناK- - ( 16 ) و اتحادZK: -B- - ( 17 ) آمذهZK: آمدB- - ( 18 ) پوشيدZK: پوشيدهB
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 393 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي