و حضرت مولانا در بيان حشر و نشر و عرض روز قيامت و مجازات أعمال و مجارى « 2 » أهوال احوال آن روز و سؤال و جواب و ترازو و صراط و امتياز اهل بهشت « 3 » از اهل دوزخ و كيفيت
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ
( 3 / 106 ) چندانى « 4 » دلائل و وجوه فرموذ كه عقول عقلاى عالم بعقال حيرت بسته شذ و آه حسرت از ميان جان همهشان برآمذ و مردم از بسيارى گريه و درد « 6 » دل بيچاره شذند ؛ از ناگاه گورى بشكافت و يكى كفن پيچيده برخاست و گفت : أشهد آن لا إله إلّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه « 8 » ، باز فروخفت ؛ همانا كه از آن هيبت چندين هزار خلايق بىهوش شذند و بسياران جان تسليم كردند و آن درويش سوگندان مغلّظه « 10 » ياذ مىكرد كه من بذين چشم ظاهر آن حالت معجز را مشاهده كردم و چندانى مرد و زن آن روز مريد شذند كه در حساب آيذ ؟
و برين حكايت ماهى نگذشت كه حضرت آنچنان شاهى نقل فرموذ الى عنايت اللّه تعالى
( 1 / 32 ) همچنان منقولست كه مريدان حضرت بهاء ولد مردم بس شوريذه بوذند و همهشان اهل تقوى و رياضتباره « 14 » ؛ وقتها به خدمت شيخ در گورستان مىرفتند و آهسته آهسته قرآن مىخواندند و چون مولانا دعا مىكرد اهل گورستان محسوس دستها از حبيب گور بيرون كرده به دعاى او آمين مىكردند .
. . . . . . . . . .
هامش
( 1 / 32 )Z12 بB12 بK3192 , I , H ; 53 , I , T
( 2 ) مجارىZK: مجازىB- -
( 3 ) بهشتZK: بهشت راB- -
( 4 ) چندانىZK: چندان ازB- -
( 6 ) و دردZK: و درB- -
( 8 ) رسول اللّهZK: عبده و رسولهB- -
( 10 ) مغلظهZK:
عظيمB- -
( 14 ) بارهZB: بانK