تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
بهاء ولد روز آذينه در بلخ تذكيرى مىگفت ؛ فرموذ كه روز قيامت حق سبحانه و تعالى جزاى عمل صالح و اخلاق نيكو و احسان مؤمنان را حور و قصور جنّات خواهذ داذن ؛ از ناگاه پيرمردى منحنى از گوشهء مسجد برخاست و گفت : يا امام المسلمين امروز درين عالم بخبر احوال ايشان مشغول شويم و فردا به تفرّج حور و قصور اكتفا كنيم ؛ پس حكايت ديذار چون خواهذ بوذن ؟ در جواب فرموذ كه اى عزيز من رموز حور و قصور از براى قصور فهمان عوامست و الّا اصل ديذار دوست است و آن ديذار بانواع نامها دارذ ، از هر مصنوعى « 8 » صانع را مشاهده مىكنند و از هر ذرّهء ديذار آفتاب حقايق را مطالعه نمايند ( 1 / 30 )

الحكاية

: شمع جمع ياران ، شيخ محمود صاحب قران ، رحمه اللّه « 10 » كه از جملهء مريدان محرم خذاوندگار بوذ چنان روايت كرد كه در زمان خذاوندگار در حمّام پوستين‌دوزان اخى ناطورى بوذ ، بسنّ صذ و ده سالگى رسيذه و او از جملهء مريدان بهاء ولد بوذ و مادران هنگام كوذكان بوذيم ؛ روزى اصحاب كرام در مناقب بهاء ولد كلمات مىگفتند ؛ اخى ناطور حكايت كرد كه روزى عوانى مقابل بهاء ولد افتاذه ديذ كه « 16 » مظلومى را مىرنجانيذ بر « 17 » مقتضاى
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ
( 28 / 15 ) بعصاى خوذ آن عوان را بزذ ؛ فى الحال جان بجهنّم سپرد ؛ برداشتند و به گورش بردند ؛ سلطان اسلام درين قضيه متردّد خاطر شذ كه بىموجب آن شخص را چون كشت ؟ و سبب چه بوذه باشذ ؟ مولانا فرموذ كه
هامش
( 1 / 30 )Z12 آB12 آK2972 , I , H ; 33 , I , T
( 8 ) مصنوعىZK: مصنوعB- - ( 10 ) رحمه اللّهZK: رحمةB- - ( 16 ) كهZK: -B- - ( 17 ) برZK: درB