( 3 / 318 ) همچنان ياران خاص كه محلّ اجتبا « 1 » و اختصاص داشتند و بانوار اخلاص منوّر بوذند روايت چنان كردند كه روزى حضرت مولانا در مدرسهء خوذ فرموذ كه خدمت مولانا شمس الدين ماردينى مرد وليست ، امّا خوذ را نمىدانذ تا او را از خوذىء خوذ واقف كنيم ؛ چه بعضى از اوليا هستند كه ولايت خوذ را نمىدانند و بعضى ولايت خوذ را موقناند ، امّا ديگرى را « 6 » نمىدانند و بعضى كمّل كرام آنانند « 7 » كه ولايت خوذ را و ديگرى را عين اليقين مىبينند و حقّ اليقين مىدانند و ايشان ساقيان كاملاند و از مشرب كوثر محمّدى مىنوشند و اين شمس الدين مارديني « 9 » ما را روزى مردى از مردان خذا نظر عنايت انداخته بوذ تا از آن نظر مبارك « 10 » بىنظير عالم شذ و ولى گشت ؛ چون ياران اين خبر خير « 11 » را بمذكور رسانيذند كه حضرت مولانا در حقّ شما امروز در مدرسه ميان چندين اكابر چنين « 12 » گواهى داذ ؛ در حال سر نهاذ و شاذيها كرده « 13 » گفت : همچنانست كه مولانا فرموذ و حكايتى كرد كه روزى مراهق گشته بوذم و در شهر حلب در مدرسه تحصيل مىكردم و بتكرار هدايه مشغول بوذم ؛ ديذم كه ناگاه درويشى از در درآمذ و از من آب درخواست كرد ؛ « 16 » بىتعلّل و توقّف برخاستم و كوزهء آب بدست درويش « 17 » داذم و قدرى طعام ما حضر كه داشتم در پيش درويش دلريش نهاذم ؛ از آن حركت موزون من ديذم « 18 » كه درويش
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 318 )Z110 آB104 آK213203 , I , H ; 614 , I , T
( 1 ) اجتباZK: احتباB- -
( 6 ) ديكرى راZK: ديكرىB- -
( 7 ) آنانندBK: آنندZ- -
( 9 ) ماردينىhB: -BZK- -
( 10 ) مباركZK: مباركىB- -
( 11 ) خيرKB: -Z- -
( 12 ) چنينKB: -Z- -
( 13 ) كردهZK: كردهB- -
( 16 ) كردKB: كردهZ- -
( 17 ) بدست درويشZ: بدرويشKB- -
( 18 ) ديذمZK: ديدB