تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
بعد از دوم روز بيامذ و چندانى مرواريد و سنگها آورد كه توان گفت ؟ و از ما حلالى خواسته عودت نموذ و در عين آن چنان قلّت و فقر و فاقهء عظيم از ناگاه « 3 » قارون وقت شذيم و خواجگان معتبر گشتيم ؛ چنانك غلامان ما تاجران فاخرند و هر تاجرى كه از يواقيت و غرايب طلب داشت ، پيش ما يافت شذ و ما اولاد آن صيّاديم و مرا پسران صيّاد مىگويند و در آن عهد پذر عزيز ما به قونيه رسيذه زيارت حضرت مولانا را دريافته بوذ و للّه الحمد كه درين وقت « 7 » من بنده را نيز ملاقات حضرت شما ميسّر شذ و به دولت ابدى رسيذيم همچنان تجّار قديم ازيشان اين حكايت را بتواتر روايت كردند چنانك فرموذ شعر ( مجتث )
بماهيان خبرِ ما رسيذ در دريا * هزار موج برآورد جوشِ دريا باز
و در جاى ديگر فرموذ شعر ( رمل )
ماهيان از پير آگه ما بعيد * ما شقى زين دولت و ايشان سعيد
« 14 » و اين كراماتيست در غايت عظمت و معجزات « 8 » محمدى صلى اللّه عليه و سلّم ( 3 / 301 ) همچنان از كرام اصحاب منقولست كه روزى خدمت شيخ صدر الدين و قاضى سراج الدين و ساير العلماء و العرفاء « 17 » باتّفاق به تفرّج « 10 » مسجد جامع مرام و باغها بيرون آمذه بوذند و همچنان . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 301 )Z106 آB99 بK202192 , I , H ; 993 , I , T
( 3 ) از كاهZK: از نكاهB- - ( 7 ) وقتZK: زمانB- - ( 8 ) و معجزاتB: معجزاتZK- - ( 17 ) و ساير . . . العرفاZB: و ساير علما و عرفاK- - ( 10 ) به تفرح . . . جامعBK: به مسجدZ( 14 ) ماهيان . . . سعيد :NM، ج 2 ، ص 434 / 3338 ؛AM، ص 179 / 19