گرداگرد تربهء مبارك شيخ حرمى بركشيذند و بر سنگى مرمرين تاريخ وفات را ثبت كرده « 2 » كاويذند و بعد از چند سالى سلطان اسلام نيز بدار سلام رحلت نموذ
شعر ( هزج )
گل بوذ كه اندكى به رويت مىماند * او نيز برفت و زندگانى به تو داذ
مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
( 4 / 69 )
( 1 / 25 )
الحكاية
: ولى ربّانى مستور قباب سبحانى شيخ حجّاج نسّاج رحمة اللّه عليه « 9 » كه از جملهء مقبولان مقبل حضرت بهاء ولد بوذ ، چنان روايت كرد كه قاضى وخش مردى بوذ معتبر و از علماى اين عالم بوذ ، مىخواست كه از ديباجهء كتب معارف و استفتاها لقب سلطان العلمائى بهاء ولد را « 11 » محو كنذ ، حضرت مولانا برين حال مطّلع شذ ، فرموذ كه عن قريب نام و كنيت آن بزرگ از دفتر عالم وجود محو خواهذ شذن ؛ بعد از پنج روز معدود به آخرت سفر كرد
( 1 / 26 ) همانا كه پيوسته ضماير خلايق را فرموذى و از وقوع وقايع « 15 » غيبى اعلام كردى و بران فايدههاى ديگر گفتى كه همگان متحيّر شذندى و همچنين منكران آن حضرت بعد از مشاهدهء كرامات باقرار تمام جوق جوق مىآمذند و مريد مىشذند و بسا منكران مصرّ كه از شومى انكار بىايمان مىمردند
هامش
( 1 / 25 - 26 )Z11 آ - بB11 آK27 - 2862 , I , H ; 13 - 03 , I , T
( 2 ) كردهZB: كردند وK- -
( 9 ) عليهZK: -B- -
( 11 ) ولد راZK: ولدB- -
( 15 ) خلايقZK: خلق راB