شعر ( رمل )
مخزنِ انّا فَتَحْنَا برگشا * سرِّ جانِ مصطفى را بازگو
و همانا كه در سيرت و صورت من جميع الوجوه نظير تو باشذ ؛ كما قال صلّى اللّه عليه و سلّم ما من نبىّ إلّا و له نظير فى امّته و نام او هم محمّد باشذ و لقب او جلال الدين بوذ و سخنان او شارح اسرار اخبار تو و كاشف بطون قرآن عظيم بوذ ؛ در آن حال حضرت رسول از غايت شاذى بشاشت عظيم نموذه « 7 » چون به مباركى « 8 » بمقرّ عزّ خوذ رسيذ دستار مبارك خوذ را به همان شيوهء كه تفرّج كرده بوذ بازبست و فرموذ كه ذنّبوا عمائمكم « 9 » فانّ الشيطان لا يذنّب و العمائم تيجان « 10 » العرب و مقدار يك شبر تمام بر سر پستان خوذ ارسال كرد و كنار ديگر را در پس قفا شكرآويز بست ؛ از آن زمان تا الى يومنا هذا ما قريشيان متابعت سنّت « 12 » رسول كرده همان مىورزيم و آن سنّت قبيلهء ماست و گويند : علما و مشايخ خراسان بر همين سنّت مىروند و آن روز از غايت شاذى صدّيق اكبر هرچه داشت به شكرانه فداى رسول و ياران كرد و گويند كه « 15 » در وقت وفات رسول ابو بكر صدّيق از حدّ بيرون مىگريست و زاريها مىكرد ؛ رسول فرموذ كه أيّها الصدّيق الصديق ما يبكيك و اين گريهء بىنهايت تو بر كجاست ؟ فرموذ كه حضرت آدم صفى و نوح نجى و انبياى كرام را عمرهاى دراز بوذ و سالهاى فراوان « 19 »
. . . . . . . . . .
هامش
( 7 ) نموذهZK: + وB- -
( 8 ) به مباركىZK: مباركىB- -
( 9 ) عمايمكمhK: عمامتكمZBK- -
( 10 ) تيجانZK: فتحان ( ! )B- -
( 12 ) سنتBK: -Z- -
( 15 ) كهB: -ZK- -
( 19 ) فراوانK: -ZB