تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و اصحاب عظام و اولياى كرام بر يمين و يسارش صفّ كشيذه بوذند ؛ از ناگاه حضرت مولانا حاضر شذ ؛ مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم دربارهء او بزرگ از حدّ بيرون عنايت فرموذه روى بصدّيق اكبر كرد كه يا ابا بكر ! مقبل فرزندى دارى كه چشمهء چشم همهء ما بذو روشن است و فخر ما بذوست و او فرزند جان منست « 6 » و در موضع معيّن به طرف راستش اشارت فرموذ كه بنشينذ « 7 » و حضرت مولانا حقايق و معانى مىفرموذ و رسول عليه السلام تحسينها مىكرد و تمامت حاضران ذوقها مىكردند ؛ على الصباح حضرت مولانا بخانقاه شيخ رفته شيخ پيش دويذه و اكرام عظيم كرده بر سجّادهء خوذ تكليف « 10 » مىكرد ؛ همانا كه حضرت مولانا در همان‌جاى بنشست كه شب حضرت رسول اللّه اشارت فرموذه بوذ ؛ بعد از آن فرموذ كه چون حضرت سلطان ما اين جاى را تعيين كرده بوذ بر موجب امر او همين جا فروكشيم و ديگر هيچ نگفت ؛ چون از پيش شيخ بيرون آمذ شيخ اصحاب صفّه را وصيّت فرموذ كه اللّه اللّه پيش اين مرد خذا دلها را جمع داريذ و از خطرات فاسده احتراز كنيذ كه او بر سراير دلها و ضماير درون مشرفست و پاذشاه بزرگوارست و صورت خواب را على التمام به اكابر كرام بازگفت و از عظمت مولانا همه را اعلام كرد و شيخ را ارادت يكى در هزار شذ . . . . . . . . . .
هامش
( 6 ) منستZBK: + تحقيق قرآن و احاديث ما مانند اين كمتر كسى فهميده است ، بعد از آن فرموذ كه جلال الدين بيا بنشين و جائى تعيين كردند و در موضع معين به طرف راستين اشارت فرمود كه بنشيند و حضرت مولانا آن‌چنان كرد كه فرموده بود و على الصباحhK- - ( 7 ) بنشينذZK: بنشستندB- - ( 10 ) تكليفKB: تكلفZ