تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
( 3 / 265 )

الحكاية

: « 1 » همچنان حكيم جهان افلاطون زمان اكمل الدين طبيب رحمه اللّه روايت كرد كه روزى خدمت سلطان ركن الدين سعيد از من التماس تركيب ترياق فاروقى كرده بوذ ؛ تمامت ادويه را ترتيب كرده در خلوتخانهء خوذ به تعجين آن مشغول گشته « 4 » بوذم ، تا حدّى كه خدمتگاران خانه نيز حاضر نبوذند و مخارج « 5 » و مداخل خلوت را بسته بوذم ؛ چون باتمام رسيذ از ناگاه حضرت مولانا از گوشهء تا به خانه ظاهر شذ از غايت حيرت بيخوذ گشته سر نهاذم و طاس زرّين ترياق را عرضه داشتم ؛ اصلا التفات ننموذ ، گفت : اى خواجه اكمل الدين ! اژدرهائى كه درون ما را نيش زذه است اگر بحر محيط ترياق شوذ علاج آن نتوانذ كرد و در حال « 10 » باز غايب شذ و گويند : اين حكايت را هم علاء الدين طبيب ارزنجانى كرده است ( 3 / 266 ) همچنان « 12 » در نقل است كه يك نوبت حضرت مولانا به آب گرم رفته بوذ ؛ اصحاب پيشترك رفته حمّام را شستند و بخورات كرده مردم را بيرون راندند و باز باستقبال مولانا رفتند تا آمذن ايشان تمامت مجذومان و رنجوران و مبتلايان « 15 » باز پر شذه بوذند ؛ مگر اصحاب ايشان را مىرنجانيذند و از آب دور مىكردند ؛ « 16 » بانگ بر اصحاب زذ و جامها بيرون كرده به آب درآمذ و نزديك ايشان رفته از آن آبها بر خوذ مىريخت ؛ كافّهء حاضران از آن خلق عظيم و كرم عميم او حيران مىماندند ؛ مگر
هامش
( 3 / 265 - 266 )Z97 آB91 آK183482 , I , H ; 173 , I , T
( 4 ) مشغول كشتهKB: -Z- - ( 5 ) مخارجBZمداخلK- - ( 10 ) در حالZK: در حالتB- - ( 15 ) و مبتلايانKB: -Z- - ( 16 ) مىكردندZB: كردندK( 1 ) الحكاية . . . كرده است : ر . ك . به سپهسالار ، ص 82 ( 12 ) همچنان . . . ص 339 / 2 ننمود : ر . ك . به سپهسالار ، ص 82 - 83
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 337 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي