تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
بوذ همدرد و محرم او بوذ ، ضرورت جوع را در ميان نهاذه اتّفاق كردند و شبى از حجره بيرون آمذه به خانهء دوستى رفتند و صفت جوع را بذو رجوع كردند ؛ آن عزيز جهت ايشان بطّ مسمّن و ابرنجى مفلفل مهيّا كرد ؛ بعد از تناول طعام باز بمقام خوذ آمذند و فروكشيذند ؛ على الصباح حضرت مولانا بر عادت خويش بر در حجره آمذ ، « 5 » انگشت مبارك بر در حجره نهاذ و بوى كرد ؛ بعد از آن گفت : عجيب حاليست ازين حجرهء ما بوى بط و دانهء برنج مىآيذ ، نه بوى رياضت ؛ همانا كه خوذ را تسليم شيخ سليم بايذ كردن تا شيخ در همه حال غصّهء او را مىخورذ و بمقصودش مىرسانذ ؛ هر دو يار از حجره بيرون آمذه در پاى مولانا افتاذند و استغفار آورده « 10 » گفتند : با وجود چنين دريا بسطتى و محيط رحمتى خوذ را در كنج خلوتى قديد كردن از بىسعادتى خواهذ بوذ ( 3 / 255 ) همچنان « 12 » منقولست كه يار ربّانى فخر الدين سيواسى رحمه اللّه كه از « 13 » اكابر اصحاب بوذ مگر كه « 14 » او را تب محرقهء مهلكه لازمه شذه بوذ و مدّتى صاحب فراش گشته همچون فراش سوخته شذه بوذ و تمامت اطبّا از معالجهء آن عاجز گشته ؛ همانا كه حضرت مولانا به عيادت او تشريف فرموذه اشارت كرد تا سيردانها حاضر كردند و در سيركوب كوفته فرموذ تا بخورد او دهند ؛ چون اطبّا را قضيّهء « 17 » اين معالجه معلوم شذ بكلّى از صحّت او نوميذ گشتند ؛ بعنايت حق و همّت مردان مطلق همان شب عرق كرده روى بصحّت نهاذه ؛ اطبّا گفتند : . . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 255 )Z95 آB89 آK177661 , I , H ; 363 , I , T
( 5 ) آمذZB: آمذهK- - ( 10 ) آوردهBK: آوردندZ- - ( 13 ) ازZ: -K- - ( 14 ) كهZK: -B- - ( 17 ) قضيهBKاينZ( 12 ) همچنان . . . ص 330 / 2 حكمت است : ر . ك . به سپهسالار ، ص 101
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 329 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي