صفحه بوذ كه فرموذه بوذ ؛ حلّ اشكال كرده حاضران آن مجلس از نور ولايت و احاطت اسرار او تا غايت در شگفت ماندند و بر قوّت مكاشفه و حسن كرامات و ملاطفهء او انصافها داذند و عاجزوار مستغفر گشتند
( 3 / 252 ) همچنان خدمت مولانا « 4 » شمس الدين ماردينى نقل كرد كه شبى حضرت رسول را عليه السلام بخواب « 5 » ديذم در جائى نشسته بوذ ؛ چون پيش رفتم و به حضرتش سلام كردم ، روى مبارك را « 6 » از من گردانيذ و از جائى ديگر « 7 » رفتم ، همچنان كرد ؛ گريان گشته گفتم : يا رسول اللّه چندين سال به اميذ عاطفت و عنايت حضرت تو رنجها بردم و تحصيلها كردم و در تحقيق اخبار و آثار اجتهاد نموذم و در حلّ مشكلات دينى سعيها كردم ، عجبا موجب حرمان اين بيچاره از چيست و سبب آن چه باشذ ؟ حضرت رسول « 11 » عليه السلام فرموذ كه آن همه راست است ، امّا اخوان مرا « 12 » به نظر انكار مىنگرى و اين كار مرا « 13 » خوش نمىآيذ و اين حركت و راى همه گناهانست و جرم عظيم و جنايت شنيع
شعر ( مضارع )
اى اولياى حق را از حق جذا شمرده * گر ظنِّ نيك دارى در اوليا چه باشذ
على الخصوص حضرت مولانا كه فرزند جان منست ؛ فرموذ كه چون از خواب بيذار شذم ؛ استغفار نموذه از آن حال توبه كردم و هنوز بشرف
. . . . . . . . . .
هامش
( 3 / 52 )Z2 94 آB88 آK174461 , I , H ; 853 , I , T
( 4 ) مولاناZ: -K- -
( 5 ) بخوابZB: در خوابK- -
( 6 ) مبارك راZK:
مباركB- -
( 7 ) از جايى ديكرZB: از جانبى ديكرK- -
( 11 ) رسولZK: رسول راB- -
( 12 ) مراZB: ما راK- -
( 13 ) كار مراZB: كار ما راK